برده داری «مدرن» در جهان سرمایه داری و تحکیم زن ستیزی!

گلوبالیزاسیون و یا جهانی شدن سرمایه، در پی سیاست‌های نئولیبرالیستی است که توسط موسسات و نهادهای مالی بین المللی وابسته به امپریالیست‌ها هم چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به کشورهای جهان سوم از طریق اهرم وام‌ها و کمک‌های بشردوستانه «توصیه» و در واقع تحمیل شده و می‌شود. این امر با مقررات‌زدایی و برداشتن تعرفه‌ها بر کالاهای وارداتی از کشورهای امپریالیستی و حذف سوبسیدها از کالاهای اساسی و مورد نیاز توده‌های مردم و… همراه بوده است.

چگونه بهار زندگی کودکان دختر با ازدواج اجباری، در کودک همسری به زمستانی سرد بدل می شود‍!

تاریخ شکل گیری جوامع طبقاتی، هم زمان است با تاریخ بردگی زن. زنان در تمام دوران جامعه طبقاتی به مثابه ابزار، وسیله و کالا مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌ اند و این روند کماکان در کل جهان – با اشکالی متفاوت – ادامه دارد. زن بمثابه ابزار جنسی و وسیله لذت بخشی به مرد، ابزاری برای تولید مثل (تولید نیروی کار) از اهمیت استراتژیک برای همه جوامع مبتنی بر ستم و استثمار برخوردار است.

تا زمانی که تن زنان خرید و فروش شود، همه انسان ها در انقیاد هستند!

در جهان کنونی در هر کشور و منطقه‌ای که جنگ، درگیریهای نظامی، تخریب محیط زیست، از بین رفتن کشاورزی سنتی در نتیجه غصب زمین‌های کشاورزان توسط شرکت‌های بزرگ سرمایه داری در خدمت به تولیدات صنعتی سود آور، فقر و… باشد؛ این زنان و کودکان هستند که در معرض خطر باندهای مافیایی تجارت انسان قرار می‌گیرند.

فاز نوین مبارزات زنان افغانستان!

شعار نان؛ کار و آزادی زنان مبارز کابل جرقه امید را به دل همه انسان های آزادی خواه ایجاد کرد. مبارزات زنان افغانستان علیه رژیم و حکومتی بود که قصد داشتند مثل دوره قبل شان زنان را بدون جنجال و دردسر از سر راه شان برداشته و با خیال راحت با افکار پوسیده و ضد زن شان حکومت کنند.

چرا شعله های خشم زنان در تمامی مبارزات بازتاب دارد؟

حضور پر قدرت و سهم بالای زنان در تمامی مبارزات نشان از این دارد که آنان به درجات قابل توجهی از زیر سایه مردان در مبارزه خارج شده اند. مسلما این تغییر حتی در شکل اولیه آن، ضربه‌ای است به تفکرات پدرسالارانه در جامعه، اگر چه این اول کار است و زنان می‌توانند و این پتانسیل را دارند که هر چه بیشتر از تفکرات مردانه، فرهنگ پدرسالارانه که در جنبش‌ها و سازمان‌ها هم عمل می‌کند، بیرون آیند تا بدین گونه به گسست‌های رادیکال‌تر و عمیق تری، هم در بین زنان و هم در بین مردان دامن زده شود.

برگردان بخش ششم کتاب: «ازگام‌های اولیه تا جهش‌های بعدی» درباره پیدایش انسان، سرچشمه ستم بر زن و راه رسیدن به رهائی

دردناک است که یک فمینیست که ظاهراً درگیر مبارزه با ستم بر زنان است، مجبور است چنین انحرافات اجباری را تحلیل کند تا نهایتا طرح بیوترمینیستی (زیست- جبر گرایانه – مترجم) دیگری ارائه دهد که آن هم امکان تغییر در جوامع بشری، از جمله در روابط بین زن و مرد را بالاجبار محدود می‌کند.

خیزش ستمدیدگان و امید به تغییرات ریشه ای!

اگر چه شورش ستمدیدگان در اردیبهشت ماه علیه وضعیت موجود ادامه خیزش دی ٩۶ و آبان ٩۸ است، اما خشم و نفرت انباشت شده در دل توده‌های ستمدیده تا این حد گسترده و عمق یافته با هیچ دوره‌ای قابل مقایسه نیست. بیزاری عمیق مردم از رژیم را می توان در فریادهای خشماگین زحمتکشان آبادان و خرمشهر و... پس از فرورختن برج‌های متروپل در خیابانها با شعارهای ضد رژیم مشاهده کرد. خشم و نفرتی که در مردم انباشته شده و به تهیدستان «فراموش» شده در دورترین مناطق و روستاها رسیده است را چیزی به غیر از سرنگونی این رژیم نمی‌تواند آرام سازد. اقشار و طبقات تهیدستی که هر روز پر شمار‌تر می‌شوند وارد مبارزه با رژیم شده اند. این مردم در مبارزه چیزی برای از دست دادن ندارند، مگر زنجیر ستم و استثماری که جمهوری اسلامی بردست و پایشان بسته است.

طالبان: «بهترین حجاب این است که زنان در خانه بمانند»

طالب با مواجه شدن با مبارزه زنان افغانستان در ۹ ماهی که در قدرت بوده است به این نتیجه رسیده که به آسانی نمی‌تواند زنان افغانستان را کنترل کند، در نتیجه از این طریق می‌خواهد که مردان خانواده را با زور و تهدید در خدمت خود بگیرد.