سرنگون باد رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی که تنها به زور سر نیزه بر اریکه قدرت باقی مانده است.
هماهنگی آشکاری بین دم و دستگاه ضد زن جمهوری اسلامی با مردان غرق در عقاید و ارزش های زنستیزانه بر قرار است. پیوند و هماهنگی بین نهاد خانواده و رژیم ضد زن در سرکوب آشکار زنان، بر قرار است. این هماهنگی آشکار حکایت از حلقه های زنجیر بهم پیوسته خشونت سبعانه علیه زنان است: خشونت دولتی، خشونت خانوادگی و خشونت اجتماعی. حلقه اصلی این زنجیر، خشونت دولتی است. چرا که رژیم جمهوری اسلامی، به عنوان وارث رژیم پهلوی، از بدو قدرت گیری، خشونت بر زنان را قانونی کرد و از طریق قوانین ضد زن و امتیاز دهی به مردان، با تحکیم، گسترش و اشاعه افکار پدر/مردسالارانه و عقاید و سنن زنستیزانه، قادر شد در نهانی ترین و خصوصی ترین اجزا زندگی روزمره، دخالت کرده و کنترل بر زنان و بدن شان را اعمال کند.
قصد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی از بازداشت های گسترده، شکنجه، اعدام های بی وقفه، اذیت و آزار خانواده های دادخواه این است که بتواند با این درجه از جنایت به حیات ننگین خود ادامه دهد. اما دیر زمانی است که بخش وسیعی ای از مردم از اقشار و طبقات مختلف از دیوار ضخیم ترس عبور کرده اند.
موجی از شادی را در میان مردم بوجود آورده است. مرگ خفت بار دشمنان مردم همواره شادی پخش است.
دولت ها میتوانند دست به تمام حیثیت انسان دراز کنند و حاکمیت کنونی به خوبی میداند که این روزنه های تاریخی اجتماعی، طبقاتی و سیاسی در کجای جامعه ما قرار دارند تا آن را به سیاه چاله ای تبدیل کند و تمامیت نه به اعدام» را به طرفه العینی در خود ببلعد.
«ژن، ژیان، ئازادی نه یک شعار بلکه یک زخم باز است زخمی که بر تن این سرزمین مانده، اما هر بار از دل همان زخم زندگی روییده است. این سه واژه از کُردستان برخاست و به خیابانها به دهانها و به قلبها رسید، نه به عنوان کلمه که به عنوان ضربان این شعار نقشه ای است برای زنده ماندن در سرزمینی که مرگ را به قانون بدل کرده است.
این مزدور شاه الهی کسانی را که از پخشان عزیزی به اسم زندانی سیاسی نام می برند به باد انتقاد گرفته است و می گه که «.... می خواهند یک چهره به نام پخشان عزیزی را به اسم زندانی سیاسی تو پاچه ما بکنند.»
تنها راه مقابله با چوبه های دار جمهوری اسلامی ادامه مبارزه و پیشبرد وسیع و هدفمند و سراسری با ابتکارات و خلاقیت های گوناگون می تواند نه تنها نقش مهمی را در جلوگیری از اعدام ها ایفا کند، بلکه به ادامه یابی مبارزه انقلابی در جهت سرنگونی رژیم شکنجه و دار جمهوری اسلامی یاری رساند. بر بستر این مبارزه است که شرایط برای درهم شکستن درهای زندان و آزادی همه زندانیان سیاسی مهیا می گردد.
دشمنیِ من با جمهوری اسلامی مربوط به امروز و دیروز نیست؛ این خصومت نه از ۶۷، نه از ۷۸، نه از ۸۸، نه از ۹۶، نه از ۹۸، نه از ۱۴۰۱ است. من از بهمن ۵۷ با این حکومت سر ناسازگاری داشتم؛ زمانی که هنوز به دنیا نیامده بودم، چون دشمنی با حکومتی که اساسش تزویر و ریاست و تداومش با استبداد و سفاکی، با انعقاد نطفه ام شکل گرفته است. حضور پررنگم در جنبش زن، زندگی، آزادی تبلور بخشی از این دشمنی است.
من زنی کورد و ساکن خاورمیانه هستم که تنها برای خود نزیستهام، برای آزادی اجتماعی ساکنین منطقه، هر آنچه در توان داشتهام را انجام دادهام و خواهم داد، زیرا حیات آزاد و ارزشمند، شایستهی جان بخشیدن است.