برای آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به حکم قرون وسطی ای «اعدام»، تنها راهی که جلوی روی زنان، زحمتکشان و ستمدیدگان جامعه، وجود دارد این است که با همبستگی و تشکلات آگاهانه، جمهوری اسلامی و کلیت نظام ستم و استثمارش را سرنگون سازند.
طالبان برای دست اندازی به ته مانده قطره چکانی حقوق و آزادی های زنان افغانستان، بی محابا می تازد!
این چرخۀ بیمار جهانی باید که در هم کوبیده شود و این اقدامی است که تنها با همبستگی جهانی زحمتکشان و ستمدیدگان میسر می شود!
گرسنگی، بیکاری، فقر، محرومیت های بهداشتی و آموزشی و به طور کلی پایین بودن فاجعه بار استاندارد زندگی در کل کشور و به ویژه در این مناطق محروم با وجود منابع طبیعی سرشار؛ تنها حاصل دزدی، فساد و تمرکز صرفِ بودجۀ کشور بر روی اهداف فرهنگی و نظامی حاکمیت فاشیست جمهوری اسلامی در جهت حفظ ارکان قدرتش در کشور و منطقه می باشد.
کف خیابان برایم از سال ۱۳۸۸ شروع شد. جنگی که از سهمخواهی اصلاحطلبان و کشمکششان بر سر قدرت شروع شد و با تداوم حضور مردم در خیابانها و رادیکال شدن شعارها از کنترل رژیم خارج شد. با گذشت چند هفته و کشته شدن تعدادی از متعرضان و افشای «جنایات کهریزک، مسیر اعتراضات نیز متفاوت شد. خاستگاه معترضان از سقف مطالبهی اصلاحطلبان فراتر رفت و اوج تضادها در شعارهایی که راس قدرت را هدف گرفته بود، خود را نشان میداد
همزمان با اخبار و روایات وحشتناکی که از شرایط زندان های رژیم اسد و به ویژه زندان زنان در سوریه، منتشر شده است؛ یک گزارش مفصل با همکاری زنان سیاسی آزاد شده از زندان در ایران، در رابطه با وضعیت زنان محبوس در زندان قرچک ورامین و شرایط غیر انسانی در این زندان، تهیه و منتشر گردیده است. این گزارش که تنها گوشه هایی از فجایع جاری در زندان قرچک وزامین را منعکس می سازد؛ سند دیگری است در اثبات این واقعیت که تمامی نظام های واپسگرا و فاشیست، در سرکوب زنان گوی رقابت را از یکدیگر می ربایند و از تجربیات یکدیگر هم درس می گیرند.
برای حکومت های زنستیز و فاشیست، تجاوز همواره سلاحی برای ارعاب، سرکوب و شکنجه؛ به ویژه علیه زنان بوده است. آنچه ابعاد این جنایت را در کشورهای سنتی و مذهبی، مخوف تر می سازد این است که خانواده و فامیل زن هم، به جای حمایت از قربانی، او را به چشم گناهکار و موجودی پست و آلوده نگریسته و طردش می کنند و بنابراین به جای این که متجاوز از افشای این جنایات وحشت داشته باشد، از تجاوز فیلم می گیرد و زن زندانی را به پخش آن، تهدید می کند.
فرهنگ عمیق و ریشه دار مالکیت بر تن زن و نبود حمایت های واقعی و مکفی برای حفظ امنیت زنان، حتی در کشور های غربی که مدعی پاسداری از حقوق زنان بوده ولی همزمان با قوانین و بوروکراسی عریض و طویل خود، در اغلب موارد زنان را از شکایت علیه خشونتِ مردان منصرف می سازد؛ زمینۀ رشد آمار قتل های ناموسی می باشد.
در روز ۲۳ آبانماه ۱۴۰۳ هم، زنان زندانی سیاسی اوین همزمان با شرکت در کارزار سهشنبههای نه به اعدام، برای دومین بار اقدام به تحصن و دادن شعارهای ضدحکومتی و شعارهایی بر علیه اعدام کرده بودند.