پتانسیل زنان و نقش زنان پیشرو و موقعیتی که در اثر مبارزه و مقاومت خود تا کنون کسب کرده است به پاشنه آشیل جمهوری اسلامی بدل شده است. مبارزه و مقاومت چهل و سهساله زنان علیه حجاب اجباری، علیه قوانین ضد زن مبتنی بر شریعت اسلامی و نقش غیرقابل انکار زنان در همه مبارزات، نشان داده است که چه نیروی مبارزاتی عظیمی در زنان نهفته است که به واقع هنوز نمود بیرونی گسترده نیافته است. هر چقدر زنان با سازمانیابی و هدایت یک گرایش رادیکال در مبارزه علیه حجاب اجباری و شرکت در مبارزات جاری جامعه علیه رژیم شرکت کنند، پتانسیل مبارزاتی زنان بیشتر و بیشتر شکوفا میشود و این گونه هم شرایط برای جلب بیشتر زنان به مبارزه فراهم میشود و هم به رژیم زن ستیز ضربات حساب شدهتری وارد میشود.
دیوان عالی ۹ قاضی دارد که برای تمام عمر در این سمت باقی میمانند. درست همانند ولایت فقیه ایران. شش نفر از قاضیها محافظهکار هستند و توسط روسای جمهور، جمهوریخواه منصوب شدهاند. دونالد ترامپ سه نفر از این قاضیها را برای این سمت برگزید. در قرن بیست و یکم در آمریکا، کشوری که خود را مهد آزادی و دمکراسی میداند، ۹ قاضی در برابر بیش از ۶۰ درصد، جمعیت مخالف لغو قانون سقط جنین در کشور، از چنان قدرتی برخوردارند که کنترل بدن حداقل ۴۰ میلیون زن را در دست بگیرند و برای آنان تصمیم گیری کنند!
اگر در دههی ۶۰ خمینی و سردمداران رژیم فکر میکردند با تیغ، اسید پاشی، بازداشت برای اجرایی کردن حجاب اجباری، زندانی کردن خیل عظیمی از زنان و اعدام دسته دسته آنان، با به بند کشیدن نیمی از جامعه و همراه کردن مردان با خود، میتوانند جامعه دلخواه خود را سازماندهی کنند، در مقابل نیز زنان با مبارزه و مقاومت خود که در مرکز آن مبارزه با حجاب اجباری قرار داشت، نگذاشتند، جامعه به قهقرا رود و موضوع ستم بر زن به موضوعی کناری بدل شود.
اگر چه شورش ستمدیدگان در اردیبهشت ماه علیه وضعیت موجود ادامه خیزش دی ٩۶ و آبان ٩۸ است، اما خشم و نفرت انباشت شده در دل تودههای ستمدیده تا این حد گسترده و عمق یافته با هیچ دورهای قابل مقایسه نیست. بیزاری عمیق مردم از رژیم را می توان در فریادهای خشماگین زحمتکشان آبادان و خرمشهر و... پس از فرورختن برجهای متروپل در خیابانها با شعارهای ضد رژیم مشاهده کرد. خشم و نفرتی که در مردم انباشته شده و به تهیدستان «فراموش» شده در دورترین مناطق و روستاها رسیده است را چیزی به غیر از سرنگونی این رژیم نمیتواند آرام سازد. اقشار و طبقات تهیدستی که هر روز پر شمارتر میشوند وارد مبارزه با رژیم شده اند. این مردم در مبارزه چیزی برای از دست دادن ندارند، مگر زنجیر ستم و استثماری که جمهوری اسلامی بردست و پایشان بسته است.
طالب با مواجه شدن با مبارزه زنان افغانستان در ۹ ماهی که در قدرت بوده است به این نتیجه رسیده که به آسانی نمیتواند زنان افغانستان را کنترل کند، در نتیجه از این طریق میخواهد که مردان خانواده را با زور و تهدید در خدمت خود بگیرد.
عدم استقلال مالی زنان، امری است که در تمامی عرصههای زندگی آنان موثر بوده و آنان را به اطاعت و فرمانبری وا میدارد. یکی از مهمترین دلایل سکوت زنان و تحمل انواع خشونتها که به شکل وحشتناکی بر آنان تحمیل میشود، همین وابستگی اقتصادی به مردان خانواده است؛ اما زمانی این وابستگی اقتصادی به ویژه برای زنان اقشار فقیر جامعه، چهره هولناک خود را بیشتر هویدا میسازد که به هر دلیلی سرپرستی خانواده بر عهده زنان قرار میگیرد.
گلوبالیزاسیون و یا جهانی شدن سرمایه، در پی سیاستهای نئولیبرالیستی است که توسط موسسات و نهادهای مالی بین المللی وابسته به امپریالیستها هم چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به کشورهای جهان سوم از طریق اهرم وامها و کمکهای بشردوستانه «توصیه» و در واقع تحمیل شده و میشود. این امر با مقرراتزدایی و برداشتن تعرفهها بر کالاهای وارداتی از کشورهای امپریالیستی و حذف سوبسیدها از کالاهای اساسی و مورد نیاز تودههای مردم و… همراه بوده است.
تاریخ شکل گیری جوامع طبقاتی، هم زمان است با تاریخ بردگی زن. زنان در تمام دوران جامعه طبقاتی به مثابه ابزار، وسیله و کالا مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند و این روند کماکان در کل جهان – با اشکالی متفاوت – ادامه دارد. زن بمثابه ابزار جنسی و وسیله لذت بخشی به مرد، ابزاری برای تولید مثل (تولید نیروی کار) از اهمیت استراتژیک برای همه جوامع مبتنی بر ستم و استثمار برخوردار است.
در جهان کنونی در هر کشور و منطقهای که جنگ، درگیریهای نظامی، تخریب محیط زیست، از بین رفتن کشاورزی سنتی در نتیجه غصب زمینهای کشاورزان توسط شرکتهای بزرگ سرمایه داری در خدمت به تولیدات صنعتی سود آور، فقر و… باشد؛ این زنان و کودکان هستند که در معرض خطر باندهای مافیایی تجارت انسان قرار میگیرند.
شعار نان؛ کار و آزادی زنان مبارز کابل جرقه امید را به دل همه انسان های آزادی خواه ایجاد کرد. مبارزات زنان افغانستان علیه رژیم و حکومتی بود که قصد داشتند مثل دوره قبل شان زنان را بدون جنجال و دردسر از سر راه شان برداشته و با خیال راحت با افکار پوسیده و ضد زن شان حکومت کنند.