مبارزات شما زنان شجاع و دلیر ایران الهام بخش ما و همه زنان در سراسر جهان است.
جنبش زنان در هر کشوری تاریخ مبارزاتی و شخصیتهای مختص به خود را دارد. اما زنان آگاه و مبارز برای حمایت از مبارزات زنان در سراسر جهان، پیوندهای همبستگی بین المللی برقرار کرده اند! تجارب جنبش زنان در قرن گذشته نشان داده است که ما زنان برای آزادی و رهائی خود باید مبارزه را به دست خود بگیریم.
با در نظر گرفتن این که این کتاب نمیتواند وارد بحث و انتقاد نسبت به جزئیات این تئوریها شود، اما لازم به ذکر است که همه این تئوریها نبود استراس- دورهای که ماده آمادگی بیشتری برای رابطه جنسی دارد- را به عنوان یک انطباق تکامل یافته در نظر میگیرند و همگی تمایل دارند تا خطوط منشاء بیولوژیکی این پدیده و پیامدهای احتمالی ناشی از آن را برای ساختارهای اجتماعی و فرهنگی انسانها و روابط بین جنسها را محو کنند (برای نمونه ساختار خانواده).
آن چه که در شرایط کنونی بدان نیاز مبرم داریم، ایجاد صف متحد و یک پارچه برای ادامه یابی مبارزه در خدمت به سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. پیشبرد این مبارزه هدفمند باید با مرزبندی دقیق با همه دشمنان چه در سطح ملی و چه بین المللی عجین شود. این مرزبندی راه را برای هر گونه استفاده امپریالیست ها و افراد و نیروهای وابسته به آنان، می بندد. ادامه مبارزات باید آن چنان به هم بپیوندند و گسترده شوند که هیچ قدرتی یارای ایستاده گی در مقابل آن را نیابد.
در بستر جامعهای که با عاملیت امپریالیسم امریکا، با حاکمیت طالبان، با حضور داعش و با ایفای نقشِ سایر بنیادگرایانِ مرتجعِ منطقه، در افغانستان مهیا گردیده است، هر روز فاجعۀ انسانی تازهای را انتظار میکشیم.
ژینا، قتل تو به همه مردم به ویژه به مردان نهیبی زد که موضوع حجاب اجباری، موضوعی فقط مربوط به زنان نیست. قتل تو واقعیت اسارت بار زندگی میلیونها زن را در برابر چشم همگان عریان کرد. حجاب اجباری پرچم ایدئولوژیک حکومت تئوکراتیک است و مبارزه علیه آن، مبارزه با یک رژیم جنایتکار و فاشیست و ضد زنی است که خون نیمی از جامعه را به شیشه کرده تا بتواند کل جامعه را در انقیاد قرار دهد.
بدون تردید مادران دادخواه، در به وجود آمدن شرایط کنونی، شرایطی که در آن رژیم مشروعیت خود را از دست داده است، شرایطی که تودههای جان به لب رسیده، دیگر ترهای برای عربده کشیها و خط و نشان کشیدنهای رژیم خرد نمیکنند، نقش مهمی را ایفا کردند. مادرانی که در دهه ۶۰ و تابستان خونین ۶۷ نه جسدهای عزیزانشان را دیدند و نه نشانی از محل دفن آنان در دست داشتند، پا به میدان مبارزه گذاشتند و وظیفهای بس دشوار را در شرایط خفقانآور آن دوره بر دوش گرفتند: افشای جنایت نابخشودنی و فراموش نشدنی قتل عام یک نسل از مبارزین و انقلابیون. برای خانوادههای جانباختگان تابستان خونین ۶۷ فراموش شدنی نبوده و نیست. آنان به جای فرزندان شان، خبر اعدامشان را شنیدند و ساکها و کیسههای پلاستیک کوچکی از وسایلشان را تحویل گرفتند.
طالبان نیز همچون همپالگی ش در ایران، کمتر از سه هفته پس از «فتح» کابل، برای نشان دادن درجه اسلامی بودن خود، با حمله خشونت بار و صدور احکام ضد زن برای به زانو در آوردن زنان و خانهنشین کردن آنان، آغاز به کار کرد. در خدمت به همین اهداف، طالبان در اوایل سپتامبر «وزارت امور زنان» را به «وزارت امر به معروف و نهی از منکر» که در حقیقت و به طور ویژه، وزارت سرکوب زنان است، تبدیل کرد. طی یک سال گذشته، فعالترین اداره امارات اسلامی طالبان، وزارت سرکوب زنان بوده است.
اعتراف گیری اجباری ترفندی است نخ نما که در میان اکثریت مردم، همان مردمی که با کل نظام و مناسبات کهنه حاکم تضادی آشتی ناپذیر دارند، بیتاثیر است. واقعیات نشان میدهد که نه زندان، نه شکنجه و نه اعتراف گیریهای اجباری نمیتواند عزم زنان به ویژه زنان جوان را از ادامه مبارزه علیه حجاب اجباری که در حقیقت نشانه رفتن قلب رژیم جمهوری اسلامی است، باز دارد.
محکوم شدن حمید نوری جنایتکار؛ تازه اول کار است و محاکمه رئیسی و تمامی جلادانی که مسبب قتل عام یک نسل مبارز و انقلابی، همان کسانی که سودای جامعه نوین عاری از ستم و استثمار را در سر میپرورانند، در دادگاههای مردمی توسط تودههای ستمدیده در راه است.