zan_dem_iran@hotmail.com         سازمان زنان هشت مارس (ايران - افغانستان)
 
24 Jun 2017
شنبه ۳ تير ۱۳۹۶
  برگشت   دیگر سایت ها

بیکاری گسترده زنان  در شرایط تبعیض های مردسالارانه در بازار کار

  مریم محسنی

ایران از نظر میزان نرخ مشارکت زنان در بازار کار حتی در خاورمیانه از خیلی از کشورها عقب تراست. این نکته یکی از سلسله نتایج گزارشی است که تحت عنوان زنان در بازار کار، گرایش‌های دو هزار و شانزده، در آستانه هشتم مارس روز جهانی زن از طرف سازمان جهانی کار منتشر شد. گزارش ضمن اشاره به افت دو و نیم درصدی میانگین نرخ مشارکت زنان در بازار کار در دو دهه اخیر ، اظهار می دارد این نرخ در خاورمیانه و آفریقای شمالی بیست درصد است. همین نرخ مشارکت در بازار کار در ایران از میانگین افریقای شمالی هم پائین تر است. این نرخ در سال نودوسه تنها دوازده درصد بود. یعنی در مقایسه با میانگین خاورمیانه، که یکی از بد‌ترین موقعیت‌ها را در بازار کار به زنان خودش عرضه کرده است، ایران از لحاظ نرخ مشارکت در شمار بد‌ترین‌هاست. اگر آمار سامانه اطلاع‌رسانی آماری با تکیه بر طرح آمارگیری نیروی کار از طرف مرکز آمار ایران را در باره کاهش پنج درصدی نرخ مشارکت زنان ایران در بازار کار در فاصله سال های هشتاد و چهار تا نودوسه را در نظر گرفته شود، نشان می دهد که بین زنان و مردان یک اختلاف پنجاه و سه درصدی از نظر نرخ مشارکت در بارار کار رسمی وجود دارد. البته کاهش نرخ مشارکت زنان ایران در بازار کار رسمی دلایل روشنی دارد. دهه هاست که تارو و پود اقتصاد ایران با رکود تورمی و تبعیض های نهادینه شده و تقسیم کار جنسیتی در بازار کار علیه زنان درهم تنیده شده است. بعنوان مثال مشاغل کم درآمد و پر زحمت با ساعات کار طولانی و غیرقانونی و دستمزدهای خیلی پائین بیشتر نصیب زنان می‌شود تا مردان، ولی زنان حتا در شرایط کار برابر با مردان، دستمزد کمتری دریافت کرده و در صف اول اخراج ها قراردارند. وقتی کار به یکسان سخت است، باز پرداخت سختی کار به زنان کمتر از مردان است. حق مسکن، حق عائله مندی، حق اولاد و حق جذب بین مردان و زنان مساوی نبوده، برای زنان در سطح پائین تری قرار دارد. احراز موقعیت شغلی یکسان با مردان در پست های تخصصی برای زنان ممکن نیست حتی زمانی که از تخصص همسان با مردان برخوردارند. تاریک اندیشی و زن ستیزی ذاتی حاکمیت هم البته بستر بخش مهمی از تبعیض هاست. روشن است  که در مقابل یورش واپس گرایانه ایدئولوژیک، زنان طبقات محروم و پایین جامعه بیشترین آسیب را دیده، قربانیان درجه اول سیاست خانه نشینی هستند. این یورش ایدئولوژیک بیشتر از همه علیه زنان هست چرا که حق و شرایط اشتغال را بر الویت حضور زن در چهاردیوار خانه و اشپزی و خانه داری تعریف می کند و اسمش را هم می گذارد الگوی خانواده اسلامی. علاوه بر این، تخصیص مشاغل بهتر به مردان با تبلیغ دائمی تفکر ارتجاعی دستگاه‌های مختلف حکومت اسلامی روبروست که مدعی عدم تمایل زنان به ورود در کارهای باصطلاح مردانه مثل کارهای صنعتی، معدنی و مشاغلی از این دست هستند. کارفرمایان هم همین تبلیغات ارتجاعی را دستمایه قرار داده، به بهانه ناتوانی جسمی، ضعف دانش فنی، بی علاقه بودن به یادگیری، زایمان و ترتیب فرزند و کاهش بهره وری، از استخدام زنان خودداری می کنند یا با دستمزدهای خیلی پائین تری به کار می گیرند. این وضعیت باعث شده تا  زنان به ناچار به دلیل گرانی و فقر با تحمل تمام تبعیض‌ها، نه تنها به اشتغال با درآمد ناچیز روی بیاورند، بلکه علاوه بر آن وظایف سنتی در خانواده را هم بر عهده داشته باشند که این خود هم سبب فرسودگی بیشتر آنها می گردد. قوانین مربوط به استفاده از مرخصی زایمان با حقوق، حق‌شیردهی و مهد کودک هم در عمل هیچ ضمانت اجرایی ندارد و بنا به گزارش های منتشر شده  در سال‌های اخیر خیلی از مهد کودک‌های دولتی به بهانه صرفه‌جویی در مخارج دولتی تعطیل شده‌اند. وجه دیگر کاهش نرخ مشارکت زنان در بازار کار رسمی، رشد حضور زنان در باز کار غیر رسمی است. اکثریت شاغلین دراقتصاد غیررسمی را، زنان تشکیل میدهند. این مشاغل کارهایی همچون دست فروشی در کنار خیابانها و یا متروها ، فروشندگی در مغازه ها، خدمتکاری، منشی‌گری، کار در مطب را شامل می شود. علاوه بر این بسیاری از زنان طبقات پایین در خانه به کار تولیدی هم مشغولند چرا که امروزه اساسا امورات خانواده با در آمد یک نفر نمی چرخد. که البته این امر مسلما فقر زنان را تشدید می کند. به همین خاطر مفهوم اشتغال برای خیلی از زنان، تأمین معاش خود و خانواده شان است و نه داشتن بنیه مالی یا استقلال مالی. اما از طرف دیگه حتی زنان تحصیل کرده و برخوردار از مهارت بیشتر هم از پیامدهای یورش ایدئولوژیک و تاریک اندیشی ذاتی حاکمیت در امان نیستند. حاکمیت  سعی کرده‌  از طریق به کارگیری سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها  به خصوص برای رشته‌های پزشکی و فنی به نفع مردها و ایجاد شرایط نابرابر تحصیلی، خط ضد زن خودش را پیش ببرد. در نتیجه بازاراشتغال برای کارهای با تخصص بالا هم برای زنان کم و کم تر شده است. مثلا در حال حاضر در حالی که بیشتر از شصت و چهار درصد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی زنان هستند اما فقط ده در صد نیروی کار متخصص را تشکیل میدهند. همه اینها نشان میدهد که بازار رسمی کار ایران مردانه تر شده است. بی دلیل نیست که در آزمون استخدامی فراگیر دستگاه‌های دولتی در سال گذشته  از مجموع هفت هزار و سیصد فرصت شغلی، سهم زنان تنها دو هزار و سیصد نفر بود. و آمارهای رسمی نشان می دهند که نرخ بیکاری در بین زنان تحصیل کرده  دو برابر نرخ بیکاری در میان مردان تحصیل کرده  است.  وضعیت نرخ مشارکت زنان در بازار کار و زمینه هایش نشان می دهد که راهی جز مقاومت متشکل زنان برای تحمیل شرایط بهتر برای زنان از طریق به عقب نشینی واداشتن حکومت نیست. تا سهمیه های تبعیض آمیز جنسیتی در دانشگاهها،  قوانین و مقررات تبعیض آمیز در حوزه استخدامی و مشاغل دولتی و رسمی وجود دارند، تا شرایط برده دارانه و وحشیانه کار برای زنان به بهانه های مختلف توجیه می شود، تا راندن زنان از بازار کار رسمی ادامه دارد، سخنی از افزایش نرخ مشارکت زنان در بازار کار نمی تواند در میان باشد.

چهارشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۵ برابر با ۳۰ مارس ۲۰۱۶

 

 

 
 تعداد صفحه: 21  تعداد رکورد;: 414  صفحه: 1       1    2    3    4    5    6    7    8    9    10         
 
  سازمان زنان 8 مارس (ايران - افغانستان)  © *** 2017 - 1998   8mars.com   *** استفاده از مطالب سايت هشت مارس با ذکر ماخذ آزاد می باشد٠