zan_dem_iran@hotmail.com         سازمان زنان هشت مارس (ايران - افغانستان)
 
18 Aug 2017
جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
  برگشت   در باره ما
گزارشی از هشتمین مجمع عمومی سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان)

  برگرفته از نشریه شماره 22 هشت مارس

گزارشی مختصر از هشتمین مجمع عمومی

سازمان زنان هشت مارس (ایران- افغانستان)

 

مجمع عمومی سالانه تشکل زنان هشت مارس در روزهای 5، 6 و 7 نوامیر با حضور اعضا و دوستداران آن و برخی فعالین جنبش زنان در محیطی گرم و صمیمانه برگزار شد.

مجمع عمومی با خواندن پیامی از طرف هیئت مسئولین و انتخاب هیئت رئیسه آغاز شد. مسئولین ضمن معرفی خود مختصرا در مورد چگونگی پیشبرد وظایف شان صحبت کردند. سپس تک تک فعالین حاضر در جلسه، به معرفی خود و حیطه فعالیت شان پرداختند.

طبق روال همیشگی قبل از برگزاری مجمع عمومی، بولتن داخلی ناظر بر فعالیت دو سال گذشته و برخی جمعبندی ها در اختیار اعضا و هم چنین برخی از مهمانان قرار گرفته بود.

پس از تصویب دستور جلسه مجمع عمومی توسط حاضرین و هم چنین استعفای هیئت مسئولین سابق، جمعبندی ارائه شده توسط هیئت مسئولین از آن لحظه به بعد مورد بحث و بررسی قرار گرفت. هدف همه شرکت کنندگان این بود که با جمعبندی صحیح و همه جانبه از فعالیت های دو سال گذشته، برنامه ای منسجم و مطابق با اهداف سازمان زنان هشت مارس برای گامهای آتی طراحی کنند، برنامه ای که ضمن تاکید بر دستاوردها و شناسائی کمبود ها و نقاط ضعف بتواند تداوم فعالیت های تشکل زنان هشت مارس را تضمین کند.

یکی از مهمترین مباحث جلسات روز اول و دوم مجمع عمومی، بررسی مبارزات مردم پس از انتخابات و نقش زنان در این مبارزات بود. هم چنین در جلسه بحث شد که حضور بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی تحت نام "سبز" درجنبش آزادیخواهانه مردم  یکی از ضعف های جدی این جنبش بود. تداخل صف دوست و دشمن در واقع انعکاس دو تضاد از دو جنس کاملا متفاوت بود. یکی تضاد درون هیئت حاکمه جمهوری اسلامی و دیگری تضاد مردم با کل این نظام بود و جریان «سبز» تلاش داشت که مجموعه مبارزات مردم با کل نظام را به دنبالچه تضادهای درونی خود تبدیل کنند و از این طریق نه فقط کل این جنبش را مهار کنند بلکه مبارزات مردم علیه نظام را به وسیله ای برای نجات نظام ورشکسته جمهوری اسلامی تبدیل کنند.

از دیگر مباحث این بخش بررسی صف بندی ها و تحرکات سیاسی و طبعا گرایشات سیاسی متفاوتی بود که طی مبارزات مردم پس از انتخابات در جنبش زنان مشاهده شد. یک گرایش شامل زنان اصلاح طلب حکومتی و غیر حکومتی بود که تلاش کردند سطح خواسته ها و مبارزات مردم را در چارچوب"رای من کو" و مسئله "انتخابات" که توسط  رهبران آشکار و پنهان جریان "سبز" در بین مردم اشاعه میشد، محصور کند. گرایش دیگر فعالین زنی بودند که سعی و کوشش می کردند تا خلاف جریان خودبخودی جنبش حرکت کنند. و به مردم و بخصوص به زنان بگویند که نباید انرژی و مبارزه و فداکاری شان ذخیره رقابتهای درونی دو جناح درون جمهوری اسلامی شود. و اینکه زنان ایران هم چنان که در صف مقدم مبارزات مردمی بوده اند می توانند و نشان داده اند که جسارت و توانایی دفن این نظام زن ستیز را دارند. در جلسه برخی زنان تاکید کردند که خلاف جریان رفتن از طریق طرح افق و جامعه ای فرای آنچه موجود است، از طریق تلاش برای چرخش مباررزات خودبخودی به مبارزات آگاهانه شرط حیاتی کسب پیروزی و موفقیت برای جنبش های اجتماعی است. چرا که مردم در جنبش خودبخودی این تمایل را دارند که راه حل را در همان چارچوب موجود جستجو کنند. به همین جهت جریانات و گرایشات سیاسی که بخشی از نظم موجود هستند و در شرایطی که رقابت هایی سیاسی میان طبقات حاکمه حاد شده و موجب دسته بندی طبقات حاکمه می شود، برخی از آنان به اصططلاح چهره "مخالفین" به خود گرفته و حتی  مخالف برخی سیاست های بخش هایی از هیئت حاکمه می شوند. آنان می توانند در جنبش های خودبخودی و در شرایط نبود آگاهی سیاسی، بسادگی بخش هایی از مردم را به زیر برنامه و علم و کتل خود بکشند. 

ما در طی مبارزات سال گذشته شاهد دنباله روی بسیاری از فعالین سیاسی و سازمانها و فعالین زنان از جریان "سبز"بودیم. بسیاری از این فعالین هیجان زده دیگران را نیز دعوت به حمایت از "مبارزات مردم" می کردند و البته منظورشان از مبارزات مردم حمایت از جریان موسوی و کروبی بود. آنان استدلال می کردند که "الان ما زورمان به سرنگونی کل این رژِیم نمی رسد بنابراین با موسوی و کروبی وحدت کنیم برای زدن احمدی نژاد". می گفتند که "زهرا رهنورد  در رهبری سبز قرار دارد و می تواند مسئله زنان را حل کند." و... در مقابل این دنباله روی و سر فرود آوردن در برابر عقب افتاده ترین و ارتجاعی ترین نظرات، ما و تعدادی از تشکلات و احزاب مبارز قرار داشتیم که نه تنها مخالف این نظریات عوامفریبانه بودیم، بلکه می باید خلاف جریانی که به راه افتاده بود نیزحرکت می کردیم.

 بررسی فعالیت تشکل زنان هشت مارس که سالیان طولانی علیه رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی و مظاهر گوناگون سرکوب و ستم بر زنان در این نظام مبارزه کرده بودیم، نشان می داد که چگونه نه فقط مسحور جو حاکم نشدیم بلکه  وفاداری به منافع مردم و خصوصا منافع اکثریت زنان تضمین حرکت خلاف جریان ما شد، ما اعلام کردیم که حتی اگر اکثریت مردم مانند سال 57 به دنباله روی از جریان ارتجاعی خمینی، امروز به دنبال جریان ارتجاعی سبز بروند،  ما تلاش می کنیم ضمن همراهی با مبارزات عادلانه و حق طلبانه آنان، افکار و ایده های عقب مانده درون آنان را نقد کنیم و از همه مهمتر جریانات ارتجاعی و رسوایی چون  توده ای ها، اکثریتی ها و ملی مذهبی ها را که نقش تاریخی شان فریب توده ها و دلالی و کارچاق کنی برای ارتجاعی ترین و متحجرترین نیروهای طبقاتی است را افشا کنیم. به همین دلیل در همان روزهای اول مبارزات مردم ، در دوره ای که بیانیه های رهبران جریان "سبز" مردم را دعوت می کردند که برای "جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر" مبارزه کنند، تشکل زنان هشت مارس نیز بیانیه هائی منتشر کرد و در آن به درستی به این امر مهم پرداخت که :" حمایت واقعی از مبارزات مردم ایران نه گرفتن پرچم سبز و سبزینه کردن گردهمایی ها، بلکه فریاد زدن خواست های آنان در فضای دیگر کشورهای جهان است. خواست جدایی دین از دولت، خواست لغو قوانین سرکوبگرانه علیه زنان، حق تشکل یابی کارگران و سایر اقشار مردم، لغو سانسور، آزادی بیان و اندیشه، آزادی کلیه زندانیان سیاسی، رفع ستم ملی از ملیت های تحت ستم و محاکمه و مجازات آمران و عاملان جنایت علیه مردم ایران طی سی سال گذشته، از مسیر سرنگونی نظام جمهوری اسلامی میسر است، نظامی که خمینی بنیانگذار آن بود و موسوی نیز تا یک دهه با سرکوب خونین مردم پایه های آن را مستحکم کرد... تدفین نظام جمهوری اسلامی نه فقط در خدمت رهایی اکثریت مردم و بخصوص سی میلیون زن ایرانی است بلکه ضربه بزرگی به جریانات بنیادگرای مذهبی است که زنان را برده می دانند. ... ما مردم ایران بویژه زنان با یاری همه نیروهای مترقی و آزادیخواه جهان، عزم کرده ایم، این برخاستگان از موزه تاریخ را به زباله دان تاریخ بفرستیم. این گامی مهم درجهت رهایی مردم ایران و خاورمیانه و جهان است. هر گام پیشروی مردم ایران بسوی جامعه ای آزاد، سکولار و عادلانه، پیشروی همه آزادیخواهان جهان برای تحقق رویای جهانی دیگر است."

یکی دیگر از مباحث جلسه سه روزه مجمع عمومی، بررسی اوضاع و شرایطی بود که با تشدید و تداوم مبارزات مردم از یک طر ف و انشقاق هر چه بیشتر مرتجعین حاکم بر سر چگونه حفظ کردن رژیم جمهوری اسلامی از طرف دیگر بوجود آمده، همه نیروهای طبقاتی را وادار کرده است که افق خود را روشن تر و صریح تر پیش گذارند. به همین دلیل است که گرایشات گوناگون جنبش زنان نیز تلاش دارند برنامه های خود را برای رسیدن به اهدافشان فرموله تر و روشن تر بیان کنند. اگر تا دیروز گرایش اصلاح طلب جنبش زنان بر این باور بود که مسئله زنان سیاسی نیست، در این دوره بر اساس شرایط عینی و منافع خود از این صحبت می کند که زنان نیز باید مسائل کلان و استراتژی خود را پیش گذارند. به بیان دیگر همه و از آن جمله گرایشات گوناگون جنبش زنان نیز بنا بر شرایط و اوضاع، هر یک بنابر جایگاه و خاستگاه و اهداف کوتاه مدت و دراز مدت خود، نظراتشان را در مورد اینکه بدنبال چه نوع جامعه ای با چه مختصاتی هستند بیان می کنند.

در پرتو این بحث، موضوعات  گوناگونی در مورد  اهداف و استراتژی بخش رادیکال جنبش زنان مورد بحث و گفتگوی جمع قرار گرفت. جمع حاضر در مجمع عمومی بر این جمعبندی مهم تاکید کردند که اگر تا قبل از مبارزات اخیر معیار سرنگونی جمهوری زن ستیز اسلامی بعنوان اولین گام در راه رهائی زنان برای سنجش گرایشات گوناگون درون جنبش زنان پیش گذاشته میشد، امروز دیگر این معیار به تنهائی کافی نیست. علاوه بر این مرز تمایز، پیش گذاشتن مختصات جامعه نوین و انقلابی آینده در مورد جایگاه و موقعیت زنان، در تشخیص دوستان و دشمنان جنبش رهایی و آزادی زنان، معیار تعیین کننده ای است.

بحث دیگر در مجمع عمومی، مسئله حجاب اجباری بود. پس از سی و یک سال مبارزه و مقاومت زنان علیه حجاب اجباری، در مبارزات اخیرنیز حرکت جسورانه زنان پیشرو و شورشگر با برداشتن حجاب نشان دادند که مبارزات زنان علیه حجاب اجباری طی بیش از سه دهه یکی از جدی ترین مبارزات آنان است و اینکه اکثریت زنان علیرغم سرکوب سیستماتیک توسط نیروهای نظامی ویژه کنترل حجاب، تن به حجاب اجباری نداده اند و بر سر این موضوع بحث شد که اگر بخواهیم به مکانیزم های سرکوب زنان در ایران بپردازیم؛ بی شک حجاب در مرکز آن قرار دارد. مسئله حجاب تنها یک پوشش نیست بلکه نشانه ای برجسته از مناسبات اجتماعی و مناسبات قدرت در جامعه است و برای تقویت این مناسبات قدرت (فرودستی و بی حقوقی زنان در خانه و اجتماع ) و متعاقب آن بی حقوقی اکثریت مردم ایران بکار گرفته می شود. به همین جهت از بدو قدرت گیری جمهوری اسلامی مسئله بی حجابی و یا به اصطلاح حکومتیان بدحجابی به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. طی سه دهه بویژه دهه اول، بیشترین حجم سخنرانی های سران حکومت و زنان حکومتی هم چون مطهری، زهرا رهنورد و... در باره "فواید" حجاب و نقش آن در حفظ  نظام جمهوری اسلامی بوده است. هم چنین تاکید شد که حجاب چه به شکل اجباری آن و چه به شکل داوطلبانه مفهوم و نقش معین خود را داراست و داوطلب و غیر داوطلب بودن استفاده از حجاب در نقش ایدئولوژیک و سیاسی آن بمثابه سمبل فرودستی و اسارت زن تغییری ایجاد نمی کند، بلکه شیوه برخورد به آن را تعیین می کند.

بنابر جایگاه و اهمیت مسئله حجاب اجباری در مجموعه قوانین سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی علیه زنان، در مجمع عمومی پیشنهاد شد که موضوع مبارزاتی 8 مارس 2011 روز جهانی زن به مسئله حجاب اختصاص یابد و از هم اکنون فعالین تشکل زنان هشت مارس کارزاری را برای پیشبرد این امر در کشورهای مختلف سازماندهی کنند.

موضوع مورد بحث دیگر در مجمع عمومی، بررسی موقعیت کنونی زنان در افغانستان پس از اشغال توسط امپریالیستهای آمریکائی و شرکا بود. در این بررسی تاکید شد، اگر زنان قبل از اشغال افغانستان اسیر نیرویی متحجر و جهنمی طالبان بودند، اینک نیروهای مرتجع رنگارنگ دیگری بر آن اضافه شده و بر ستم و رنج زنان نیز افزوده اند.هم چنین به این مسئله اشاره شد که موقعیت زنان افغانستان را نمی توان با تعداد انگشت شمار زنانی که سوژه تبلیغات نشریات و رسانه های امپریالیستی غرب هستند بیان کرد. زنان در افغانستان علاوه بر تحمل ستم های ناشی از مناسبات و سنت های حاکم در جامعه و هم چنین ستم های برنامه ریزی شده از جانب حاکمین در قدرت و اپوزیسیون مسلحی که بصورت غیر رسمی حکومت می کنند، مجبورند که تاوان بسیاری از نابسامانی های جامعه را نیز بپردازند.

اگر برای اشغال افغانستان آمریکا و شرکا از این حرف زدند که هدف این جنگ سلب قدرت از طالبان است، امروزه طرح مصالحه میان ارتشهای ارتجاعی امپریالیستی و بنیادگرایان طالبان پیش گذاشته شده است. روشن است که دولت دست نشانده کرزای که در نتیجه اشغال افغانستان بر سرکار آمده آنچه که می تواند و می خواهد به طالبان در مقابل مصالحه عرضه کند، عقب نشینی بیشتر در مورد حقوق زنان است. به عبارت دیگر قوانین شرعی و زن ستیزانه، سنت و افکار عقب مانده و پوسیده را هر چه بیشتر شدت بخشند.

در این میان یک بار دیگر در این مجمع بر این اصل درست پافشاری شد که بدون مبارزه علیه اشغال امپریالیستی و بدون سرنگونی جمهوری زن ستیز اسلامی در افغانستان، بدون مبارزه علیه نیروهای واپسگرای مذهبی، علیه سنن و افکار پوسیده و زن ستیز، علیه قوانین و مناسبات ضد زن،  گام گذاشتن در جاده برابری واقعی زنان ممکن نیست.

در آخرین روز مجمع عمومی قطع نامه سیاسی در رابطه با وضعیت کنونی زنان در ایران، گرایشات مختلف جنبش زنان و اهداف و استراتژیهای گوناگون و وظایف ما بعنوان بخشی از زنان رادیکال و انقلابی درون جنبش زنان با اکثریت آرا به تصویب رسید. یکی از ویژگیهای مجمع عمومی امسال حضور سه نسل از زنان که تعداد بیشتری را زنان جوان تشکیل می دادند، بود. زنانی از نسل قبل با کوله باری از تجارب مبارزاتی همراه با زنان جوانی که برای تحقق خواسته های عادلانه خود جسارت داشته و در تلاش و مبارزه برای دست یابی به جامعه ای عاری از هرگونه ستم و استثمار جنسیتی جدی و مصمم هستند. مجمع عمومی با انتخاب هیئت مسئولین جدید، کار خود را به پایان رساند.

هشتمین نشست عمومی سازمان زنان هشت مارس در روز7 نوامبر با امید به تلاشهای پیگیرانه تر و جدی تر برای انجام وظایف مان در قبال جنبش زنان، در فضائی گرم و دوستانه به پایان رسید و شرکت کنندگان به سطحی بالاتر از اتحاد و همبستگی، بار دیگر در راه مبارزه علیه هر شکلی از مردسالاری در سراسر دنیا، با یکدیگر تجدید عهد کردند.

 7 نوامبر 2010

 

 
 تعداد صفحه: 2  تعداد رکورد;: 32  صفحه: 1 1    2   
 
  سازمان زنان 8 مارس (ايران - افغانستان)  © *** 2017 - 1998   8mars.com   *** استفاده از مطالب سايت هشت مارس با ذکر ماخذ آزاد می باشد٠