zan_dem_iran@hotmail.com   تهاجم نظامی دولت فاشیستی ترکیه به کردستان سوریه محکوم است!      سازمان زنان هشت مارس (ايران - افغانستان)
 
15 Nov 2019
جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
  برگشت   مقالات
این متن بر پایه گفتگوی رادیو برابری با فرزانه راجی 8مارس 27 فروردین تنظیم شده است

این متن بر پایه گفتگوی رادیو برابری با فرزانه راجی  8مارس 27 فروردین تنظیم شده است

فریدا فراز

4آوریل 2008

رادیو برابری :جنبش زنان در سالی که گذشت! نگاهی به گروه بندی ها، حوزه فعالیت و.... در گفتگو با فرزانه راجی نویسنده، مترجم و از فعالین مستقل زنان

فرزانه راجی: من کارم نویسندگی و ترجمه است. یک کتابم به نام دل انار توسط نشر خاوران چاپ شد و دو کتاب دیگر هم در ارشاد یک سال منتظر مجوز است که امیدورام یکی از آنها در خارج از کشور در بیاید.

من در واقع بعلاوه دوستان دیگر؛ جزو اولین کسانی بودم که در جنبش زنان وارد شدم، جزو بنیانگزاران مرکز فرهنگی بودم و تا زمانی که این جریان با هدف ان جی اوی کار نمی کرد با این جریان فعال بودم ولی بعد که رفت تو کار ان جی او از این جریان در آمدم چون مخالف کار ان جی اوی بودم، بعد مدتی با سایت زنان ایران جهان کار می کردیم و بعد از زلزله بم شورای تشکلات مردمی را تشکیل دادیم و مدتی هم در بم فعالیت داشتیم. با منحل شدن سایت زنان ایران جهان عملا کارم بیشتر به شکل مستقل بود. مقاله می نوشتم، گاهی اوقات ترجمه می کردم و فعلن هم سالها است که دارم مستقل کار می کنم.

رادیوبرابری:  سال گذاشته یکی از سخت ترین، بدترین سالها برای زنان و بخصوص فعالین جنبش زنان در ایران بود، آپارتاید جنسی به نظر می آید به شکل عریان دارد عملی می شود بدون هراس، بدون واهمه، شما به عنوان یکی از فعالین زنان همانطور که خودتان گفتید از اولین زنانی که وارد فعالیت به نفع زنان، (فعالیت فمینیستی) وارد شدید، دوست دارم ارزیابی تان را از جنبش زنان در سال گذاشته، بخصوص در مورد فعالین جنبش زنان در سال گذاشته بدانیم و برای آینده  ازنظر شما چه چشم اندازی متصور هستید.

فرزانه راجی: با توجه به وقت محدودی که در اختیار دارم نمی توانم ادعا کنم که خیلی تصور جامع و کاملی می توانم از جنبش زنان بطور کلی و مشخص تر از سال گذاشته ارایه بدم اما تلاش می کنم یک تصور کلی از آن را  بدهم.

برای بررسی جنبش زنان در سال گذاشته ابتدا لازم است که بخشهای مختلف آن را بشناسیم اگر فرض بگیریم که زنان نه یک طبقه بلکه یک کاست را تشکیل می دهند، باید این را هم بپذیریم که این کاست و طبقات درونش به ناچار سیاستها اهداف استراتژی ها و اشکال متفاوتی را از مبارزه را در دستور کار خودش قرار می دهد.

جنبش زنان در ایران به تدریج و در طی شکل گیری ابتدایی خود، روز به روز، این تنوعاتش را عیان تر کرده است. این تنوعات، روش ها و سیاستها،  تمامی مبارزات زنان برای حقوق فردی مثل حق لباس پوشیدن تا تلاش برای دنیای نو را در بر می گیرد. با نگاهی واقع بینانه و بعضا تحقیق گرایانه جنبش زنان در ایران، شامل تمامی تحرکات زنان علیه نابرابری در سطح شخصی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و هستی شناسانه می شود.

جنبش زنان در ایران حرکتی سیال و خیلی شبیه نمونه های کلاسیک جنبش نیست و این شکل سیال و غیر متمزکز اهرمی خوبی است در مقابل دو حکومت دیکتاتوری و خطر ضربه پذیری را خیلی کم می کند. اگر چه ممکن است انتخاب اولیه شکل مبارزه آگاهانه نبوده باشد اما زنان در روند مبارزات خودشان مزایای شکل سازماندهی را درِیافتند  و روز به روز آن را گسترش و کاملتر کردند. آنها بیشتر به شکل افقی، شبکه ای، هسته ای و گروههای مستقل هست که در این استقلال به مناسبت موضوع و هدف با هم در آکسیونهای اهداف و یا استراتژی همکاری و همیاری دارند.

جنبش زنان را در ایران بطور کلی و با کمی اغماض، می شود به پنچ گرایش عمده تقسیم کرد:

گرایش اول سازمانهای دولتی یا ان جی اوها، وابستگان و مدافعان نظام حاکم در کلیت آن هستند که شامل بخشهای عمده ای از اصلاح طلبان هم می شود، این گروه اگر خودشان را فمینیست بدانند عمدتاً شامل فمینیستهای اسلامی و بعضاً تعدادی از فمینیستهای مسلمان می شوند. فعالتیهای آنها عمدا در چهارچوپ تفکر نظام حاکم است. این بخش از زنان در پروسه ی سه دهه مبارزاتشان و تاثیرپذیری از مبارزات زنان و منافع بلافصل خودشان به ناچار و به تدریج و تا حدودی از تفکر قالبی خودشان دست برداشتند و همواره بین جنبش زنان و سازمانهای دولتی و حکومتی در نوسان و رفت و آمد بوده و هستند. در سال گذاشته محور فعالیتهای اعتراضی شان بیشتر نقد مصوبه های مجلس علیه زنان بوده بویژه طرح سازماندهی خانواده، سامان دهی خانواده و سهیمه بندی جنسیتی در دانشگاه بود. گروههای زیادی از این گرایش به کار توانمند سازی زنان مشغولند که اگر چه باعث عاملیت زنان نمی شود اما دربرسازی برای حضور اجتماعی آنها و هویت یابی زنان بی تاثیر نبوده است.

گروه دوم که خودشان را "جنبش مدنی" می دانند شامل سازمانهای غیر دولتی یا ان جی اوها هستند که در چند سال گذشته به خاطر محدودیتهای کار ان جی اوی به تدریج از شکل بسته و مشخص آن خارج شد و شکل شبکه ای به خود گرفتند این گروه گرایشات مختلفی را در خودش جای داده که در یک سر آن گرایشی که برای استقلال روایت مترقی از اسلام تلاش می کند و در سر دیگر آن عناصر منفردی از مارکسیتهای هستند که یا مبارزات زنان را یک مبارزه دمکراتیک می دادند و یا به قصد رادیکالیزه کردن جنبش زنان وارد آن شدند. در میان این دو گرایش، گرایشی با اتکاء به حقوق بشر برای تغییر وضعیت زنان تلاش می کند. بنابرین این بخش از جنبش زنان طیف وسیعی هستند که از طیف مسلمان تا انواع گرایشات مارکسیتی را در بر می گیرد. بنظر می رسد که در روندی ده ساله با افت و خیز های بسیاری، فشار مسائل درونی و بیرونی و تاثیر متقابل گروه ها بر همدیگر، گرایشاتی از این بخش از جنبش زنان در نقطه ای به یکدیگر رسیدند، عده ای دگم هایشان سائیده شد و عده ای مطالبات خودشان را محدود کردند و در نهایت به روایتی مترقی از اسلام رضایت داده اند.

در سال گذشته که این روند به شفاف تر شدن خط کشی های درون گروهی در این بخش از جنبش زنان منجر شد و مرز بین سه گروه مشخص تر شد و این لزوما نه نشان از تشتت آنها، بلکه نشانگر تحول مثبت از این بخش زنان هست چرا که این بخش در واقع حدفاصله بین وابستگان به تفکر حاکم و گروههای رادیکالتر جنبش زنان است که در روند هویت یابی و تشخیص منافع خود می توانند به استراتژی های رادیکال تری دست پیدا کنند. بیشترین فشار را در سال گذاشته این بحش از جنبش زنان متحمل شد. چرا که از یک طرف گرچه در چهارچوب سیستم فعالیت می کنند اما با قانون اساسی و به ویژه قوانینی که در مورد زنان عمل می شود نقد دارند و خواستار تغییر این قوانین هستند و از طرف دیگر طیف وسیعی از زنان را در بر می گیرد، فعالیتهای آنها علنی و پر سر و صدا است و به واسطه مواضع و استراتژی و اهدافشان از حمایتهای داخلی و خارجی بسیاری برخوردار هستند و بنابرین حساسیت حاکم را بیشتر از گروههای دیگر تحریک می کنند.

 گروه سوم سوسیال فمینیستی ها هستند که هدف اوليه خودشان را جا انداختن روز هشت مارس تعیین کردند این گروه در واقع بخشهایی هستند که بعد از اینکه مرکز فرهنگی به عنوان ان جی او ثبت شد از آن کناره گیری کردند، یعنی یک بخش از آن گروه هستند. اینها قصد داشتن ثابت کنند که مارکسیستها به اندازه کافی روی مسئله زنان حساسیت دارند این گروه جنبش زنان منشور فمینیستی حقوق بشر متعلق به حرکت جهانی زنان با اصول پنجگانه آزادی، برابری، صلح، عدالت و همبستگی، را محور فعالیت های خودشان قرار دادند و با موضع گیری علیه فقر، خشونت علیه زنان و وجوه مخرب نئولیبرالیسم و جهانی سازی به فعالیت خود ادامه دادند. در سال گذشته هم در همین راستا فعالیت می کردند. البته با توجه به جو خفقان و سرکوب موجود علیه زنان، این گروه هم مثل سایر بخشهای جنبش زنان فعالیتهای علنی اش نسبتا محدود شد.

گروه چهارم زنان و تحرکات کارگری هستند، زنان به شکلهای پراکنده در بخشهای مختلف کارگری فعالیت می کنند. این فعالیتها بیشتر از آن که مشخصاً زنان کارگر را مورد هدف قرار بدهد بیشتر کل زحمتکشان و طبقه کارگر را مورد نظر دارد. اما به تناسب موقعیت و کارهای متفاوتی از ترغیب زنان به حضور در شوراها و انجمن های واحدهای تولیدی تا ترغیب آنها به ایجاد گروهها ومحافل مستقل زنان ارایه می دهد. در چند سال اخیر به واسطه اخراجها و تجدید ساختار، این گروهها تمرکز فعالیتهای خودشان را نه در واحدهای تولیدی که بیشتر در محلات کارگری تعیین کردند از جمله کارهایی که توسط این گروه ها در جهت منافع زنان در این سالها صورت گرفته، ایجاد صندوقهای همیاری برای زنان هست که در عین فراهم کردن استقلال اقتصادی محلی، برای بالا بردن آگاهی و همبستگی طبقاتی آنها هم هست.

گروه پنجم و گروه آخر زنان موج سوم آنارشیستها، چپ مستقل و گروههای کوچک تر هستند. این بخش از جنبش زنان عمدتاً زنان چپی هستند که به دلایل متفاوت از چپ سنتی بریدند و بعضا آنها به سازمانهای چپ سنتی یا حتی به مارکسسیم و ارتدکس نقد دارند و بیشتر یک طیف را تشکیل می دهند تا این که یک جریان مشخص و منسجم باشد.

این گروه از زنان طرفدار جنبش مستقل زنان هستند و مبارزات زنان را صرفا یک کار دمکراتیک نمی دادند بلکه ستم جنسیتی را امری تاریخی و بسیار ریشه ای می دادند که حتی پس از استقلال سوسیالسیم هم باید به مبارزات خود برای محو آن، ادامه بدهند.

از اولین روزهای شکل گیری جنبش زنان، با آن همراه بودند و همواره در صف بندیها و تصحیح ها از این جریانات کنار گرفته و یا به حاشیه رانده شدند. این گروه از زنان همچنان بصورت فردی یا پراکنده با جنبش زنان و گرایشات متفاوت آن همکاری می کنند و تلاشهای زیادی برای هدف اصلی خود یعنی ایجاد جریانی مستقل در جنبش زنان داشته اند. این گروه هم در چند سال اخیر و بویژه در سال گذشته به ضرورت ایجاد یک صف مستقل در جنبش زنان، وقوف بیشتری پیدا کرد.

اما جنبش زنان به گروههای بالا محدود نمی شود در این سه دهه زنان و مردان فمینیست در تمامی عرصه های زندگی، قوانین، فرهنگ و روابط مردسالارانه و قدرت مدارانه را به چالش کشیدند. هنرمندان، حقوقدانان، نویسندگان و غیره، زنان در شهر و روستا، در خانواده و محل کار، در محل تحصیل، در خیابان، به منافع و حقوق بلافصل خود، آگاهی بیشتری پیدا کردند. ضرورت پیوند با جنبش های دیگر را درک کردند و حضور آنها در جنبش های دانشجوئی، کارگری و تحرکات صنفی افزایش بیشتری پیدا کرده است. سالهای اخیر به ویژه سال گذشته، سال ارتقاء آگاهی زنان بود و این را در مبارزات و استقامت دختران و زنان جوان در مقابله با نیروهای انتظامی در طرح امنیت اجتماعی دیدیم. به رغم جو خفقان و پلیسی بسیار شدید، این زنان و دختران بدون اینکه سازماندهی یا برنامه ریزی خاص داشته باشند همگی نقش مخرب و تخریب کننده ی کنترل بر پوشش و بدن خود را درک کردند. آنها عملا و روز به روز متوجه شدند که حجاب فقط یک تکه پارچه نیست بلکه تحقیر و تحمیق آنهاست. هویت آنها را به عنوان یک انسان مورد پرسش قرار می دهد و لحظه به لحظه زندگی رفتار و احساسات و تصویرشان را به عنوان یک انسان مخدوش می کند.

سال گذشته سال بازبینی و مشخص کردن اهداف و استراتژی گرایشات مختلف در جنبش زنان بود. جنبش زنان از توده ای بی شکل به گروه ها و گرایشات هدفمند و با مرزها و خطوط مشخص تقسیم می شوند. گروه هایی که در عین تشخیص وجوه افتراق خود می تواند در اهداف کوتاه مدت با همدیگر همکاری و همیاری داشته باشند و علاوه بر این اشکال سازماندهی خود را به شیوه های جنبی و نه افقی، شبکه ای، سیال و هسته های مستقل تفکیک کرد. برغم تمامی فشارها سرکوبها و اختناق  فزاینده، هیچ یک از گرایشات جنبش زنان مبارزات خود را تعطیل نکردند، حتی محدود هم نکردند. آنها اشکال متفاوتی از مبارزه را جستجو می کنند و به نظر من جنبش زنان مثل سایر جنبش ها در سال گذشته نه تنها مرعوب نشد بلکه پایدارتر هم شد و کم کم متوجه می شود که چه باید بخواهد و این که در چهارچوبهای تعیین شده در درون سیستم ها، راه رهائی را نمی توان یافت. سال گذشته هیچ هشت مارس علنی برگزار نشد، اما هشت مارس برگزار شد. همه به خانه هایشان بازگشتند به محافلی که در حدود سه دهه بیش از آن آغاز کرده بودند اما با کوله باری از سه دهه تجربه، آنها منافع دراز مدت خود را تشخیص خواهند داد و راه خود را خواهند یافت.

 

رادیو برابری : خانم فرزانه راجی با سپاس و تشکر برای توضیحات جامع و کاملتان.

فرزانه راجی : خیلی ممنون من هم تشکر می کنم از راهی که انتخاب کردید موفق باشید و همواره پشتیبان ما .

رادیو برابری:  بله حتما همینطور خواهد بود.

 

برای شنیدن مصاحبه به لینک زیر مراجعه کنید.

پنجشنبه 8مارس 27 فروردین

http://www.radiobarabari.net/files/2008/03/27/3.ram

 
 تعداد صفحه: 21  تعداد رکورد: 403  صفحه: 1       1    2    3    4    5    6    7    8    9    10         
 
  سازمان زنان 8 مارس (ايران - افغانستان)  © *** 2019 - 1998   8mars.com   *** استفاده از مطالب سايت هشت مارس با ذکر ماخذ آزاد می باشد٠