zan_dem_iran@hotmail.com         سازمان زنان هشت مارس (ايران - افغانستان)
 
21 Sep 2017
پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶
  برگشت   زن و چپ

موانع تشکل یابی و تفاوت نظرهای میان فعالین گرایش سوسیالیستی

صدیقه‌ محمدی

موانع زنان در تشکل یابی جدا از مشکلات و موانع روزمرەشان نیست. اما دیدن موانع و بازبینی آنها، شناخت دقیقتر در ارزیابی و درجە اهمیت، سنجش درجە آگاهی و بیش از همە علیرغم هزاران مشکل، ضرورت رهائی از این وضعیت، ما را برآن میدارد کە با هم نگاهی دوبارە بە این مشکلات انداختە و بدنبال رفع آنها و چارەجوئی باشیم. سپس بر سر اینکه‌ کدام استراتژی میتواند رهاییبخش باشد صحبت کنیم.

موانع :

علاوە بر کار خانگی، سرکوب و اختناق، پراکندە بودن زنان و نداشتن حتی کمترین درجه تشکل یابی آنان در محلات و یا  در  محیط کار کە در آنجا بتوانند تجمع نمایند و از مسائل و مشکلاتشان صحبت و چارەجویی کنند. از جملە موانع است.

ستم برزن و مرد سالاری تاریخا" موجب شده که زن الزاما" باید شرمگین باشد. معیارآبرومندی و شرافتمندی مرد در ادوار گوناگون، میزان سلطه مرد برهمسرو دخترانش بوده، بنابراین ترس از بی آبروئی همیشه مانع دخالتگری زنان در مسائل اجتماعی و سیاسی بوده و در نتیجه مانع رشدشان شده‌است.  ترس از بی آبروئی! بدنامی ! حاملە شدن، نگاههای جنسی و هرزە مزاحم، متلک و ده‌ها فعل و انفعال دیگر و مضاف برآن بیسوادی و ناآگاهی، شیوە تفکر مذهبی و سنتی با فرهنگ ارتجاعی وارزشها ی اسلامی،  جنگ و استفادە از حربە تجاوز در جنگ ، زندان ، نداشتن استقلال مالی و ضعف اعتماد بنفس، همه و همه از تاثیرات ستم تاریخی بر زنان است که مداوما" بازتولید میشود.    نفوذ فرهنگ مرد سالاری در بخش عظیمی از زنان جامعه ایران وتمکین به مردسالاری همانند پدیده‌ای تخطی ناپذیر،   مشکلات جسمی و روحی افسردگی ناشی از خشونت بر زنان، ناامنی و تجاوز، ترس از تجاوز، چند همسری، خیانت همسر و اعتیاد جلوه‌های دیگری از موانع سازمان یابی زنان هستند.

مضاف بر همه موانع فوق، متأسفانه همە اشکال خشونت بر زن یا بعبارتی مردسالاری، چون درجامعه نهادینه شده‌است، به صفوف  مدعیان چپ نیز تسری پیداکرده . کم بها دادن بخشهایی از چپ بە مسائل زنان در مقابل سایر مسائل و مشکلات گریبانگیر طبقه‌ کارگر، نگرانی از اینکە مبادا تشکل زنان، تفرقە در صفوف طبقە کارگر ایجاد کند، مبارزە کلیشەای در حرف نە در عمل و بسیاری موانع و مشکلات دیگر دست و پاگیر زنانند. رفع این موانع کار انقلابی  و دگرگونی بنیادی زیربنا را میطلبد اما اکنون نیز نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم و باید برای رفع این موانع کار کنیم اما با وجود نقد از گرایش لیبرالی خود ما گرایش چپ کم کار کرده‌ایم، دلیل این کم کاری یا پراکنده‌کاری را باید باهم بیابیم و در آینده‌ از آن اجتناب کنیم.

تفاوتها

 و اما تفاوتهای گرایش چپ کە بر مبارزات زنان تاثیر میگذارد:

 گذاشتن حزب بجای طبقە و اولویتهای حزبی کە مسائل زنان را فقط در حزب خود میشود چارە کرد. کم توجهی بە تجربە جنبش توده‌ای و دستاوردهایی کە در جبنش انقلابی کردستان داریم و بە یمن مبارزات سیاسی کسب کردەایم، استفادە نکردن از این تجربە در چپ ایران، نداشتن  امکان مالی و مدیا، استفادە نکردن از ابزارهایی کە در اختیار داریم، کار زیاد و وقت کم ما فعالین چپ جنبش زنان، گریز زنان از سازمانها و احزاب، مد شدە کە مستقل بودن بهتر است، در حالیکه‌ اگر نیروی ما متحد باشد و اعتراضات زنان و مردان متحد باشد هیچ حکومت دیکتاتوری نمیتواند حکومت کند.

تلاش برای جدا کردن مبارزات زنان از مردان، زنان کرد از زنان فارس  و سایر ملیتها و... وسوسە شدن و گرایش بە لیبرالیسم، ناسیونالیسم، انشعابهای درون چپ و تاثیرات مخرب آن بر فعالین داخل و خارج کشور، تفرقە و انشعابات و صدمات آن بر وحدت زنان این سازمانها، رقابت و حسادت بجای همکاری و تشویق یکدیگر.

  نمونە: مشارکت ندادن مردان در مناسبتهایی چون ٨ مارس، سکتاریسم، اولویتهای حزبی، اکونومیستی دانستن مبارزات کارگری و حتی علیرغم شناخت از اشکالات این جنبش، خود را بی وظیفە کردن و صرفا پرداختن بە مسائل و مشکلات زنان، مسائلی کە در کارزار مبارزه‌ برای لغو قوانین اسلامی داشتیم مانند نگرشهای گوناگون، ارزیابی نکردن از کارزار، کار صرفا فمینیستی، شیوە کار نئولیبرالی یا افتادن در دام آنها، نداشتن باور بە خود(زن ) در  زنان و مردسالاری در میان خود زنان چپ.

رقابت و مسابقە در میان نخبگان و سازمانهای سیاسی ذهنی و بدور از مسائل و مشکلات واقعی تودە زنان زحمتکش، مسابقە بین زنان روشنفکر بدون توجە بە درجە اجتماعی شدن خواستها و مطالبات و تودەای شدن جنبش زنان. بیسوادی، تسلط نداشتن بر زبانهای دیگر، تمرین کم برای مشارکت سیاسی و اجتماعی. سخنور نبودن و....

در پایان مانع بزرگ دیگری نیز داریم و آن  تبلیغات سرمایەداری علیە سوسیالیسم و کمونیسم و خراب کردن آوار مشکلاتی کە در اروپای شرقی، روسیە دوران استالین و چین و .... پیش آمدە بر سر کمونیستهااست، مقاومتی در مقابل گرایش ما در همه‌ رسانه‌های بورژوازی و مدارس و دانشگاهها سازمان یافتە کە خنثی کردنش آسان نیست.

چە باید کرد؟

همانطور که‌ میدانیم بزرگترین مانع، سرکوب جنبشها بخصوص فعالین رادیکال و چپ، مشکلات عدیدە جنبش کارگری و دستگیری فعالین این جنبش بدلیل ترس رژیم از گرایش انقلابی و نگرانی از اتحاد زن و مرد و وحدت طبقاتی آنانست، این مانع، کار متشکل شدن را بتاخیر انداختە، اما نتوانستەاند مانع آن شوند.

چارە این نیست که‌ هر حزبی راهی پیش پای فعالین بگذارد،

اتحاد ‌قطب چپ بر سر چارەجوئی است، ادامە چنین نشستهائی میان فعالین چپ از زن و مرد در هماهنگی وهمفکری و مشورت با زنان و مردان کارگر و زحمتکش در داخل است. نداشتن پلاتفرم و برنامە خرد شدە مشترک برای کار مرحلە بندی شدە، نبود دیالوگ بین فعالین زن سوسیالیست و کمونیست، سبب پراکندە کاری و تجربەگرائی شدە است.

تشکل تودەای زنان بسیار ضروریست اما حول چە؟ با کدام مطالبە؟

 اهمیت تشکل زنان بر همە آشکار است اما موانع بالا بەاضافە اینکە شیوە و ظرف واحد برای نیل بە این هدف در میان چپ یا زنان چپ هنوز بطور جدی مد نظر قرار نگرفتە و انرژی و وقت بە این امر اختصاص دادە نشدە است. امیدوارم این نشست سرآغازی باشد و مسالە تشکل زنان کارگر و زحمتکش بدور از همە نگرانی و حتی واهمە بخشی از چپ، دست بکار شود برای رفع گرهگاههای متشکل شدن زنان حول مطالبات گرایش سوسیالیستی. این مطالبات بدلیل انواع درهم تنیده‌ ستم، عمدتا رفاهی و اقتصادی، بخشا زنانە و بخشا همگانی است. اولویتها برای اقشار و سنین مختلف متفاوت است.

برای نمونە : خاتمه‌ دادن به‌ فقر و بیکاری، حق آزادی تشکل، اعتراض و اعتصاب، جدائی دین از دولت یعنی آزادی انتخاب (شریک زندگی، پوشش، باور و بیان، حق کار، سفر، طلاق و سایر آزادیهای دمکراتیک، ممنوعیت ازدواج دختران کم سن و سال و...) آزادی زندانیان سیاسی (همە فعالین جنبش زنان، کارگری دانشجوئی و اقلیتهای مذهبی و...) لغو احکام اعدام و سنگسار، کار یا حقوق مکفی، سرویس ایاب و ذهاب بە محل کار برای زنان، خواست کار یا بیمە بیکاری برای همە، شیرخوارگاە، برای حق سقط جنین مرخصی یکسال با حقوق برای مادران، مدارس و مهد کودکها باید رایگان در دسترس همە قرار گیرد. مسکن و بهداشت برای همە، اجرای همە کنوانسیونهای قوق زن، کودک و... مطالبات طبقاتی، جنسی و همگانی هستند و زنان زحمتکش خواهان همه‌ اینها هستند و تعیین اولویت مشکل است.

نمیشود زن را از مرد جدا کرد و علاوە بر همە خواستهای برحقی کە مردان طبقە کارگر دارند زنان نیز مطالبات افزودەای بر آنان دارند یعنی همە مطالبات مردان باضافە مطالبات زنانە، اولا بعنوان شهروند بدلیل ستم طبقاتی و اختناق، زنان فقیرترین قشر جوامعند.

 دوما بدلیل تبعیض جنسیتی برای جبران ستم تاریخی، و جنسیتی امکاناتی بیش از مردان میطلبند. برای فراهم نمودن امکانات لازم برای زندگی و رفاە خویش و خانوادەشان، رشد استعداد و توان خودشان و بهرەمندی از رفاە و آموزش و بیمە و....اعتراض، اعتصاب، تظاهرات و ...کە حق طبیعی هر انسانی است.

راهکار:

نقش عناصر سوسیالیست در تبلیغ و ترویج استراتژی سوسیالیستی و سازمانیابی

تعدادی از پیشروان چپ در جنبش زنان از جملە ر. آذر درخشان در افشای مقاصد و اهداف لیبرالها کار کردەاند و اما ندادن آلترناتیو خودمان مانند چپ متحد و همنظر در چە بایدکردها خلائی جدیست کە باید پر شود. بخش زیادی از نیرو و انرژی و وقت ما روی مبارزات ما در کشورهایی که‌ زندگی میکنیم صرف میشود و عملا مجال با هم نشستن را از ما گرفته‌، اما ضرورت ایجاب میکند که‌ وقت بیشتری به‌ مسائل زنان در ایران اختصاص دهیم و امیدوارم هرچند دیراست اما این نشست سرآغازی موفق باشد در این راستا.

بخشی از گرایش سوسیالیستی بدلیل دوری از موضوع کار  بخش خارج کشور) سکتاریسم حزبی و قبول نداشتن یکدیگر جنبش واقعی داخل کشور را بفراموشی سپردە و سرگرم دعواهای درونی خود هستند. گرداوری نیروهای رادیکال بدور یک استراتژی متحد میتواند ما را در نیل به‌ اهدافمان بهم نزدیکتر کرده‌ و کل نیروی ما را معطوف به‌ آماده‌سازی همه‌ انرژی و پتانسیل اکثریت جامعه‌ برای تغییر شرایط زندگی نماید.

اکنون باید به‌ این مساله‌ بپردازیم که‌ استراتژی سوسیالیستها در جنبش زنان چە تفاوتی با استراتژی سایر گرایشات و راهکارهایشان دارد؟

 فعالین سوسیالیست باید دارای انعطاف باشند در فرم و شکل تشکلها مثلا اگر زن کارگر در محیط کار با مرد همکار است شورا و اتحادیە  حول مسائل کارگران زن و مرد یا اگر فقط زن هستند صنایع خانگی، نساجی قالیبافی و... مسالە اینکە جدا از مرد هستند مانع تشکلشان نشود. یعنی بە نسبت موقعیت عینی زنان در تولید و بازار کار یا خانە، زن خانەدار، در انجمن زنان،شورای زنان یا.... فرم تشکل خود را انتخاب کنند.

مبارزە برای محور شدن مطالبات و حول خواستەها، زنان فقط خواسته‌ جنسیتی ندارند. چه‌ بسا زنان در مقاطعی خواستهای رفاهیشان اولویتشان‌ باشد یا آزادی زندانیان که‌ فرزندشان یا همسرشان است یا لغو احکام اعدام، ما تعیین نمیکنیم که‌ کدام مطالبه‌ در کدام مقطع اولویت یا محوری است.

مهمترین نکته‌ بخصوص در ابتدای راه‌ برای زنانی که‌ در عرصه‌ مبارزه‌ فعال نیستند یا هنوز جلب نشده‌اند، از خانە بیرون آمدن و تجمع حول خواستەها، تقویت اعتماد بخود و چارەاندیشی و مشورت حول مسائل و مشکلات زنان است.  تقویت نیمە دیگر طبقە کارگر گام بسیار مهمی در رسیدن بە سوسیالیسم است.

هیچ جای دنیا در جامعە یا درمحیطهای کار، در خلا، تشکل ایجاد نمیشود و مبارزە سازمان نمییابد. اول اعتراض و بعد تشکل، مثلا مادران جوانانی کە حکم اعدام گرفتەاند جلو زندانها یکدیگر را می یابند و برای جلب حمایت سایر اقشار جامعە با مطالبە آزادی فرزندانشان تشکل درست میکنند.

 در جریان انقلاب اکتبر اول مطالبات اقتصادی بود بعد کمیتە کارخانەها و شوراها ایجاد شد. در هفت تپە بعد از ٣ ماە اعتصاب، سندیکا درست شد.

هر جا این مطالبات مطرح شد سوسیالیستها بدون دغدغە و نگرانی وارد شوند و در پیشبرد کارها دخالت فعالانە داشتە باشند.

کارگران زن و مرد هم، گرایشات گوناگون در جنبش خود دارند. و در جریان مبارزە اقتصادی  و تلاش برای بهبود سطح زندگی و معیشت ، متوجە مبارزە سیاسی میشوند و بە اهمیت تجمع و تشکل و همبستگی برای قویتر شدن پی میبرند. باید سوسیالیستها در کنارشان باشند و متوجەشان کنند کە ریشە ستمکشی آنان در سود و ارزش اضافە است کە سرمایەداران را در مقابل آنها قرار دادە است. وقتی سوسیالیستها نقش خود را خوب ایفا کنند، سایر گرایشات هم به‌ آنها اعتماد خواهند کرد و متحد و متشکل خواهند شد.

ما  در ایران ١٠ ملیون زن در بازار کار، متقاضی کار داریم با توجە بە واقعیت زندگی خود مسائل عدیدەای دارند بیش از کارگران مرد. زتکین و کولونتای چرا اینقدر بر سر زنان کارگر  تمرکز کردند؟ زنان فقط علیە مذهب و قوانین ناشی از آن بە خیابان نمیآیند، آنها محرومیت طبقاتی پشتشان را شکستە است. اگر محور مبارزە طبقاتیشان باشد و مسالە رفاە و دستمزد، بسیاری از موانعشان رفع خواهد شد. مسالە اینست کە کدام استراتژی میتواند اکثریت زنان را بمیدان بیاورد؟ طبعا ستم جنسیتی بندهائی بر دست و پای زنان نهاده‌ که‌ باید برداشته‌ سوند اما با بمیدان آمدن زنان و متشکل شدن قدرت خود را خواهند دید. نقته‌ قوتها و نقطه‌ ضعفهای خود را توجه‌ میشوند و خواسته‌های و اولویتهای خود را فرموله‌ خواهند کرد.

 آن استراتژی کە با توجە بە موقعیت عینی زنان زحمتکش عجین شود، موفقتر خواهد بود. این استراتژی سوسیالیستی است. نه‌ زن نه‌ مرد نمیتوانند بتنهائی رها شوند واتحادشان ضامن پیروزیشان است. بهمین دلیل کار جدی و آگاهگرانه در میان زنان و مردان لازمست. مرد کارگر باید یاد بگیرد که‌ ستم مرد بر زن و جدایی جنسیتی، چقدر طبقه‌اش را تضعیف کرده‌ است. رفع این جدایی جنسیتی که‌ مردسالاری یا فمینیسم راست در صفوف مردان و زنان ایجاد کرده‌ و میکند از نکات مهمی است که‌ فعالین سوسیالیست باید مد نظر داشته‌ باشند. شروع از خانه‌ و محل کار و کشاندن اعتراضات به‌ محلات ومراکز صنعتی و کلیدی با برنامه‌ریزی دقیق و توازن قوای طبقاتی در مقطع زمانی که‌ طبقه‌ کارگر آمادگی بدست گرفتن قدرت را داشته‌ باشد با سرنگونی رژیم، به‌ انواع ستم خاتمه‌ خواهد داد اما ما نباید فرصتها را از دست بدهیم و در شرایطی که‌ سرمایه‌داری راه‌حل برای رفع مشکلات اکثریت جامعه‌ ندارد ما باید صفوف خود را آگاه‌ و آماده‌ و متحد کنیم برای این دگرگونی و برای اینکه‌ از بالا دیگران سرنوشتمان را رقم نزنند.

اعتراض ٣ ملیونی علیە جنگ عراق، در هاید پارک لندن نتوانست مانع حملە آمریکا شود اما اگر بە مراکز صنعتی  کشیدە میشد میتوانست کارساز باشد. ضرر فقدان تشکل و تحزب را برای نمونە  در یونان می بینیم. اینهمه‌ اعتراض به‌ نتیجه‌ نمیرسد. زنان بتور پراکنده‌ در میدان مبارزه‌ هستند کار فعالین سوسیالیست آگاهگری و سازمانیابی آنان حول مطالباتشان است. در شرایط امروزبدلیل بحران عمیق سرمایه‌، در همه‌ دنیا اعتراضات وسیعی به‌ سرمایه‌داری هر لحظه‌ شاهد هستیم. حضور زنان برای اثبات نیروی خود و فشار آوردن بر صاحبان سرمایه‌ بهترین دلیل است بر آگاهی زنان و تلاش ما باید در جهت هرچه‌ بیشتر به‌ صحنه‌ آمدن زنان باشد. زنان باید در اعتراضات حضور چشمگیر داشته‌ باشند و بگویند که‌ میخواهند این جهان را تغییر دهند. ما زنان چپ در هر کشوری که‌ زندگی میکنیم با نیروهای چپ آن کشورها در تماسیم و نماینده‌ زنان تحت ستم ایران هستیم، اما در داخل ایران زنان چپ ، کارگر، خانه‌دار و سایر اقشار تحت ستم، با کار نظری و عملی در فکر کار سوسیالیستی و اتخاذ استراتژی سوسیالیستی فعالانه‌ به‌ تشکل یابی توده‌ای زنان همت گمارند.

امیدوارم این بنیاد ما زنان چپ، مرکزی بشود برای این امر و پژوهشهای سوسیالیستی تا بتواند با جلب فعالین این عرصه‌،بخصوص جوانان، جلسات منظم و مفید و پردستاوردی در این راستا و کمک به‌ این هدف، برگزار کند.

آپریل 2012

 

 
 تعداد صفحه: 3  تعداد رکورد;: 48  صفحه: 1 1    2    3   
 
  سازمان زنان 8 مارس (ايران - افغانستان)  © *** 2017 - 1998   8mars.com   *** استفاده از مطالب سايت هشت مارس با ذکر ماخذ آزاد می باشد٠