zan_dem_iran@hotmail.com         سازمان زنان هشت مارس (ايران - افغانستان)
 
26 May 2019
يكشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸
  برگشت   کارزار زنان
در پرتو راهپیمائی کارزار زنان در 8 مارس 2007

در پرتو راهپیمائی کارزار زنان در 8 مارس 2007

لیلا پرنیان

 فریادهای "سرنگون باد جمهوری اسلامی، نه به امپریالیسم آمریکا، سرنگون باد کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی علیه زنان، نه به جنگ به نام زنان ایران، نیروهای اشغالگرامپریالیستی از خاورمیانه خارج شوید، پیش بسوی ساختن جهانی دیگر" در 8 مارس 2007 طنین افکن خیابان های شهر لاهه – هلند بود. مردم  این شهر  برای دومین بار از سال گذشته شاهد تظاهرات  اعتراض آمیز و قدرتمند زنان ایرانی بهمراه زنان و مردانی از کشورهای اروپایی بود که ازستم و تبعیض علیه زنان در رنجند.

شرکت وسیع زنان از نقاط مختلف اروپا نشانه موفقیت این تظاهرات اعتراضی است، و ندای اعتراض آمیز این زنان از محدوده خیابانهای شهر لاهه بسیار فراتر رفته و چه بسا بسیاری از مرز ها را در اقصی نقاط  دنیا درنوردیده و بذر امید را بر دل بسیاری از زنان ستمدیده پاشیده است. این امید که صدایی غیر از صدای رفرمیسم و سازشکاری در جنبش زنان بطورمتحد و رادیکالی به پا خواسته و مصمم است که مبارزات خود را تا رهایی و آزادی زنان از قیود ستم جنسیتی و طبقاتی ادامه دهد.

راهپیمایی کارزار زنان در مقابل دو سفارت جمهوری اسلامی و امپریالیسم آمریکا بیان  مخالفت و بیزاری نیروهای مترقی و آزادیخواه  از ارتجاع داخلی و ارتجاع جهانی  که کل مردم کشورما و بخصوص زنان را تحت ستم قرار داده اند بود.

مردم شرکت کننده در این راهپیمائی در مقابل سفارت آمریکا، اعلام کردند نه تنها اجازه نخواهند داد که آمریکا مبارزات زنان ایران را پشتوانه منافع امپریالیستی خود قرار دهد بلکه با تمام نیرو به افشای کلیه طرحهای اسارتبارآنان خواهند پرداخت. زنان کارزار اعلام کردند در کنار زنان عراقی و افغانستانی برای بیرون راندن اشغالگران و مبارزه  علیه هر نوع ستم قرا ر دارند.

ادامه راهپیمایی بطرف سفارت جمهوری اسلامی ایران همچنین ابراز خشم و تنفر به ارتجاعی بود که بیش از 28سال است خون مردم و بخصوص زنان را به شیشه کرده است. زنان کارزار بهمراه سایر زنان و مردانی که به نشان همبستگی با مبارزات زنان ایران در این راهپیمایی حضور داشتند با فریاد خود در مقابل سفارت مرتجعین جمهوری اسلامی اعلام کردند  که علیه کلیه تبعیضات این رژیم مذهبی بر زنان هستند  و تا محو هر شکل ازستم و استثمار زنان به مبارزه خود ادامه خواهند داد. در بیانیه زنان کارزار به صراحت گفته شده است که  در قید و بند تغییراتی جزئی نیستند و برای دنیایی نوین مبارزه می کنید، دنیایی که زنان در آن علاوه بر حق برابر در مقابل قانون، در عرصه جامعه اسیر روابط و سنتها، خرافات، روابط قومی  و مذهبی دنیای کهنه نخواهند بود.

آماج قرار دادن جمهوری اسلامی و مرزبندی روشن با امپریالیستها دو پایه سیاسی هستند که کارزار زنان بر روی آنها استوار است.  اما کارزار زنان علاوه براین دو پایه مهم سیاسی پیوسته تلاش کرده است که استقلال خود را به مثابه تشکلی زنانه حفظ کند، و در این راستا تلاش کرده است که تکاملات سیاسی و مبارزاتی خود را از نقطه نظر مسایل زنان به پیش ببرد. بدین معنی که نه تنها زنان ستون فقرات کارزار را تشکیل می دهند و مبارزات آن را سازماندهی و به پیش می برند بلکه از نظر سیاسی خود را با درک فمینیسم رادیکال مبتنی ساخته است.

مبارزه دو ساله کارزار زنان بخوبی نشان می دهد که این مواضع، که بطورروشن و صریح در بیانیه ها و اطلاعیه های مختلف کارزار بیان شده بیانگر خواست عمیق اکثریت زنان می باشد.

 استقبال زنان چه از طریق شرکت در تظاهرات مرکزی روز جهانی زن در شهر لاهه ، چه از طریق شرکت در فعالیتهای کارزار زنان در اروپا و کانادا ( یک نمونه بارز آن برگزاری روز جهانی زن در 3 مارس در بسیاری از شهرهای اروپا وتورنتوی کانادا برگزار گردید) و چه از طریق ابراز حمایت خود به شیوه های گوناگون ، بیانگر این واقعیت است که کارزار صدای اکثریت زنان ستمدیده می باشد و این را با مبارزات خود تثبیت کرده است. بنابراین کارزار زنان از مرحله ای که توسط ابتکار عمل برخی از فعالین زنان آغاز شد و با حرکت جسورانه خود بعد از تظاهرات 5 روزه از 4 تا 8 مارس 2006 به این ابتکار عمل مادیت بخشید و حمایت وسیعی را در سراسر اروپا  و بسیاری از نقاط دیگر دنیا جذب کرد، عبور کرده است.

 اینک مسئولیتی بس مهم و سرنوشت ساز بر دوش کارزار زنان سنگینی می کند، که نه تنها باید این مسئولیت را به پیش برد بلکه باید آنرا در مسیری درست به پیش برد. البته به پیش بردن آن در مسیر درست، مسئله ساده ای نیست و تنها با آرزو و امید به  وقوع نمی پیوندد. بلکه لازمه آن جمعبندی درست از مبارزات  کارزار زنان است و ترسیم جهت گیری که بتواند این جمعبندی را بدرستی منعکس کند.اعتقاد من بر این است که کارزار زنان بر دو مسئله پایه ای متکی بوده است.

یکم اینکه کارزار زنان بر برقراری اصول دمکراتیک انقلابی پای فشرده است و اینکه در این مسیر خط مرز دقیقی را با دمکراسی های قلابی و نوع امپریالیستی آن کشیده است.  دوم اینکه بر سازمانیابی مستقل زنان پافشاری کرده است. و در مقابل منحل کردن خواست مستقل زنان پیوسته  پایداری کرده است. تلاش می کنم  که این دو مسئله پایه ای را کمی بیشتر توضیح دهم:

اصرار ورزیدن کارزار زنان بر اصول دمکراتیک انقلابی تنها به معنی رعایت یک سری آزادیهای فردی مثل آزادی بیان و انتخابات و غیره نیست. یعنی آن چیزی که سخن گویان بورژوازی  و بورژوازی امپریالیستی تلاش دارند به مثابه مفهوم و معنی دمکراسی بقبولانند، هر چند که به همین حد از ادعای خود هم پایبند نیستند.  بلکه بیش از آن بدین معنی است که جنبش زنان متشکل از کلیه طبقات اجتماعی است و با اتخاذ مواضع درست و اصولی باید منافع و خواسته های کل این طبقات را منعکس کند. جنبش زنان متعلق به طبقه خاصی نیست و زنان از هر طبقه و قشری اساسا مورد ستم جنسی قرار می گیرند. اما تنها شکل این ستم هاست که می تواند تغییر کند. و ستم هایی که از جانب دولت و اجتماع  اعمال می شود جنبه همگانی تر دارد.  مثلا هنگامی که قانون اسلامی به مردان اجازه داشتن چهار زن را می دهد این مسئله برای مردان تمام طبقات صدق می کند، وقتی حجاب از جانب قانون اجباری می شود برای همه زنان اجرا می شود، وقتی جرم سنگسار جزو مجازاتهای قانونی قرار می گیرد همه زنان درمعرض تهدید آن قرار می گیرند. اگر چه جنبه های دیگری از ستم بر زنان بر مبنای پیشرفتگی  و یا عقب ماندگی محل زندگی، موقعیت اجتماعی و یا پیشینیه خانوادگی می تواند درجه ستم دیدگی را تغییر دهد.

مبارزات وسیع و گسترده زنان علیه حجاب اجباری، علیه قوانین تبعیض آمیز، علیه سنت های ارتجاعی و عقب مانده که به شیوه های مختلف در درون جامعه و خانواده جریان دارد نشانه و حاکی از وجود مبارزاتی است که در چند دهه گذشته پیوسته وجود داشته و با گذشت زمان تنها شدت و حدت بیشتری یافته است. در نتیجه این بستگی به کارزار زنان وفعالیت های آن دارد که بتواند با توجه به چنین شرایطی  به مرکزی برای مبارزه و حمایت از مبارزات کلیه زنان از اقشار و طبقات قرار گیرد  و حداکثر زنان را در زیر پرچم مشترکی متحد کند. از جانب دیگر چنین حرکتی یکی از ضروریات پیشروی کارزار زنان و دستیابی آن به اهدافی است که در مقابل روی دارد  و مسئولیتی است که بر دوشش سنگینی می کند و باید از عهده آن برآید. 

بنابراین کارزار زنان باید مرکزی باشد برای افشای هر چه بیشتر ستم بر زنان و مبارزه برعلیه این ستمها. چرا که اگر جنبش زنان جنبشی دمکراتیک است در نتیجه کارزار زنان باید مبناهای سازماندهی خود را بر چنین اصولی استوار سازد که بتواند وسیعترین اقشار زنان را متحد کند. در حقیقت در و پیکر کارزار باید بر روی کلیه زنانی که تحت ستم  جامعه و کل سیستم مردسالاری قرار می گیرند باز باشد، منافع آنان را منعکس کند. کارزار به مثابه بخشی از جنبش زنان می تواند و باید مبارزات کل این زنان  را در خود متمرکز و متحد کند و در جهت در هم شکستن زنجیرهای اسارت همه زنان به پیش برد. در شرایط حساس کنونی این مسئولیت تاریخی بر عهده کارزار زنان و کلیه زنان آگاه قرار دارد تا شرایط را برای مبارزات بیشتر زنان ستمدیده و حمایت از آن و مهمتر از همه سازماندهی آنها در جهت درهم شکستن این زنجیرها و ریختن شالوده های جهانی نو، جهانی که در آن زنان نه تنها از نظر قانون بلکه در روابط اجتماعی نیز مورد تبعیض قرار نگیرند، به پیش رود. و کارزار زنان در پاسخگوئی به چنین ضرورتی بوجود آمد و در حال حرکت است. تجربه دوساله مبارزاتی کارزار زنان و همچنین دیگر تجارب نشان داده است که ضرورت و ادامه کاری چنین اتحادی موجود است و کارزار زنان  باید بتواند موقعیت خود به مثابه صدای رادیکال بخشی از جنبش زنان را حفظ کرده و گسترش دهد.

اما تاکید ما پیوسته به جنبه رادیکالی  است که کارزار زنان ایفا نموده است.  آنچه صفت مشخصه رادیکال را به کارزار افزوده است و ما مصمم هستیم که آنرا حفظ کنیم  از یک جهت گیری مشخص انقلابی کارزار ناشی می شود. بدین معنی که نمی خواهیم مورد ترحم و یا طلب بخشش فلان نیروی حکومتی و یا امپریالیستی قرار گیریم. و یا برای داشتن حق برابرشهادت و یا دیه کل جنبش را به معرض سازش بگذاریم و یا به فروش جنبش زنان در بغلطیم. ما خواهان آن هستیم که جنبش زنان تمام اعتراضات و مخالفت های زنان تحت ستم را متمرکز کرده و به  نیروی خشمآگینی علیه نیروهای مرتجع چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی مبدل کند. یعنی علیه جمهوری اسلامی و سرمایه داری جهانی بعنوان نیروهای مردسالارحاکمی  که منشاء و منبع  فرودستی زنان می باشند و با تمام قوا در محافظت از سیستمهایی قرار دارند که ستم بر زنان را اعمال می کنند، ایستاده اند. تا بدینوسیله بتوانیم کلیه زنجیرهایی را که برقامت همه زنان ستمدیده بسته شده است، بگسلیم.  در عین حال جنبش ما نباید بازیچه ای در دست رفرمیسم و رفرمیستها باشد.  در اینجا باید تاکید کنم که منظوراین نیست که ما مخالف رفرم هستیم. بلکه منظوررفرمیسم و در غلطیدن به موقعیتی است که موجودیت جنبش زنان را به خاطر برخی رفرمهای حقیر و ناچیز مورد تهدید قرار دهد. ما بوضوح می بینیم که در میان جنبش زنان جریاناتی وجود دارند که می خواهند این جنبش را به راه های رفرمیستی و سازشکارانه بکشانند. ما می دانیم که در میان نیروهای رفرمیست و سازشکار درون جنبش زنان یک بخش در همکاری با عاملین ستم بر زنان درون وبیرون حکومت و برای به کجراه کشاندن جنبش زنان دست اتحاد بسته اند و بخش دیگر برای مقابله با مرتجعین اسلامی دستاویز آمریکائیان اشغالگرو زن ستیزشده اند.

در چنین شرایطی است که جنبش رادیکال زنان و کارزار زنان به مثابه بخش لاینفک آن، بدرستی علیه مرتجعین رژیم اسلامی و کل نظام مردسالار حاکم درایران و همچنین علیه نظام مردسالار امپریالیستها که مترصد فرصت سوء استفاده از جنبش زنان برای منافع امپریالیستی خود می باشند، موضع گیری دارد. در حقیقت این جهت گیری است که دمکراتیسم انقلابی ما را از دمکرات منش های بورژوایی جدا می کند. یعنی از راه آنانیکه می خواهند نیروهای مرتجع و ستمگر بر زنان و بقیه اقشار ستمدیده جامعه را اینبار از راه پنجره یا بعبارت دیگر از طرق "دمکراتیک"  وارد کنند. در واقع تفاوت دمکراتیسم انقلابی و دمکراتیسم قلابی بورژوایی آنان در این است که می خواهند با سازش های آشکار و پنهان مانع شکستن زنجیرهای اسارت ما زنان گردند، و در بهترین حالت خواهان سست شدن این زنجیر می باشند که در نهایت به محکم شدن دوباره آن منتج خواهد شد.

خلاصه کنم، دمکراتیسم انقلابی  در خدمت جنبش رادیکال زنان قرار دارد. دمکراسی برای زنان تحت ستمی که به معنی واقعی در بیرون و در حاشیه سیاست جامعه قرار دارند و صدایشان هیچ گونه انعکاسی در دمکراسی ها ی قلابی و رای گیری ها ی نمایشی ندارد.  دمکراسی ای که جهت گیری آن به منظور از بین بردن بنیان ستم و ظلم است و نه سازش و به معامله گذاشتن جنبش زنان. مهمترین قدم دمکراسی انقلابی دخالت زنان همه طبقات تحت ستم در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی به مثابه مانع اولیه راه رهائی زنان است و اتخاذ موضع قاطع و سازش ناپذیر بر علیه کلیه امپریالیستهای مرتجع و زن ستیز که عاملین تولید و باز تولید ستم بر زنان در سطح جهانی می باشند.

چنین درک و فهمی از سازماندهی جنبش زنان یعنی سازماندهی دمکراتیک  با جهت گیری انقلابی، از دو طرف مورد حمله قرارمی گیرد. از یک طرف از جانب آنانیکه می خواهند رفرمیسم را به مثابه آلترناتیوی در مقابل آن عرضه کنند مثلا به عاریه گرفتن شعار کارزار مبارزه برای لغو کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی، تا بتوانند موضع صحیح و رادیکال آن علیه ارتجاع و امپریالیسم  را از محتوی خود خالی کنند، و ماهیت آنرا دگرگون سازند. با نگاهی به اطراف می بینیم که نه تنها از نظر عملی بلکه از نظر نظری نیز این گونه تئوریها  در سیر و گزارند. یعنی از جانب کسانی که می خواهند جنبش زنان را به رفرمیسم  و در نهایت قربانی سرکوبهای ارتجاع و فریبکاریهای امپریالیسم کنند.  ویا در بهترین حالت جنبش زنان را در مقابل شل کردن زنجیرستم به معرض معامله و فروش بگذارند.

اما این جنبش از طرف دیگری نیز مورد فشار قرار دارد. فشاری که در نتیجه  برخورد سکتاریستی و غلط نیروهای چپ به مسئله ستم بر زنان است و متاسفانه این انحراف در جنبش چپ ما ریشه ای عمیق دارد. اینان تحت عنوان دفاع از طبقه کارگرنسبت به اتحاد جنبش زنان یا بی اعتنا باقی می مانند و یا در صدد تجزیه و از هم پاشیدن آن برمی خیزند. این نیروها رابطه ای را بین لزوم و ضرورت این اتحاد و یک پارچگی جنبش زنان که نه تنها در خدمت منافع طبقه کارگر بلکه در خدمت منافع یک انقلاب ریشه ای است را نمی بینند. این تنگ نظری های سکتاریستی بخشا به دیدگاهی برمی گردد که یا نسبت به مسئله زنان بی تفاوت است و یا نظر کلیشه ای خاصی را دارد . مثل آن دیدگاه مرسوم حاکم در جنبش چپ که معتقد است مسئله زنان در آینده و در سوسیالیسم حل می گردد . در نتیجه مبارزه علیه ستم برزنان به منتهی درجه به حاشیه رانده می شود  و اساسا جنبش زنان برای آنان به مثابه یک جنبش مستقل معنا و مفهومی نمی یابد چه رسد به آنکه بخواهند به مسئله اتحاد و یکپارچگی آن اهمیت دهند.

در چنین شرایطی است که بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و همبستگی رادیکال جنبش زنان احتیاج داریم. به جنبشی که مسئله دمکراتیک بودن آن مسئله ای برای جمع کردن  تعداد کثیری  زن در خود نیست. مسئله ای برای ظاهرسازی ، برای نمایش قدرت و فریب دادن آن و یا به دنبال این جریان و یا آن جریان کشاندن نیست. بلکه مسئله پاسخگوئی عملی به رفع ستم جنسی است و این امردر خدمت پیشروی جنبش زنان و کل جنبش انقلابی قرار دارد.

بنابراین نه تنها منافع جنبش زنان ایجاب می کند که بر اصول دمکراتیک  و انقلابی پایدار و وفا دار بماند بلکه منافع کل جنبش انقلابی در بوجود آمدن و تقویت چنین جنبشی قرار دارد و در نتیجه باید برای آن بکوشد.

2007-04-20

Leila-parnian@hotmail.com

 

 

 

 

 
 تعداد صفحه: 2  تعداد رکورد: 39  صفحه: 1 1    2   
 
  سازمان زنان 8 مارس (ايران - افغانستان)  © *** 2019 - 1998   8mars.com   *** استفاده از مطالب سايت هشت مارس با ذکر ماخذ آزاد می باشد٠