zan_dem_iran@hotmail.com   تهاجم نظامی دولت فاشیستی ترکیه به کردستان سوریه محکوم است!      سازمان زنان هشت مارس (ايران - افغانستان)
 
16 Nov 2019
شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
  برگشت   گزارش ها

سلسله يادداشتهايی در مورد مبارزه عليه نشست سران هشت کشور صنعتی در آلمان

 

ضرورت شرکت اپوزيسيون مترقی ايرانی در مبارزات جی 8 (1)

هر ساله سران 8 کشور بزرگ صنعتی در يکی از مناطق جهان نشستی برگزار می کنند تا تصميمات خود را  جهت پيشبرد نظم نوين امپرياليستی در حيطه های مختلف اقتصادی، سياسی و نظامی همگون و هماهنگ کنند. موضوع مرکزی اين  تصميمات  در مورد چگونگی استثمار و غارت  اکثريت مردم جهان است. تصميمات اين نشست بر کشت دهقانی در روستايی ناشناخته تا شرايط   زنی در دورافتاده ترين مناطق جهان نيز تاثير می گذارد. در  اين برنامه  ريزی  جهت سودآوری انحصارات مالی حاکم بر جهان،  حتی يکی  از ستمديدگان و استثمارشدگان از قلم نخواهد افتد. در اين نشست تصميم گرفته می شود که چه تعداد از مردم جهان بايد توسط  ماشين جنگی امپرياليستها کشته شوند، چه تعداد از کودکان و زنان جهان از طريق تحريم اقتصادی محکوم به مرگ تدريجی شوند و چه تعدادی شيره جانشان در چرخه توليد انبوه اقتصاد بازار آزاد بايد تا آخرين قطره کشيده شود و چگونه اکثريت مردم جهان قربانی منافع اقليتی ناچيز شوند. در اين نشست، سرمايه از زبان سران هشت کشور صنعتی و صدها تن از مديران و برنامه ريزان بانک جهاني، صندوق بين المللی پول و سازمان تجارت جهانی سخن خواهد گفت.

 امسال نيز سران 8 کشور جهان(آمريکا، فرانسه، انگليس، آلمان، ايتاليا، کانادا، ژاپن و روسيه) در شهری نزديک روستوک در کشور آلمان، جلسه سالانه خود را برگزار می کنند. اين نشست در روزهای 6 تا 8 جون 2007 تحت شديدترين اقدامات امنيتی برگزار خواهد شد. ديواری اهنين به طول سه کيلومتر به ارتفاع سه و نيم متر از محدوده نشست را حفاظت خواهد کرد. هزاران پليس و نيروهای امنيتی در طول اين نشست در دهکده کوچک هايليگه دام در حالت آماده باش هستند. آسمان بالای سر اين سران توسط پدافند هوايی و حريم رودخانه کنار اين دهکده  تا 12 کيلومتری بروی هر جنبده ای بسته است.

و سئوال اينجاست که اين همه حفاظت امنيتی برای اين نشست چرا؟ مگر نه اينکه سرمايه داری پيروزی و برتری خود را ثابت کرده است؟!

نيروهای انقلابی و راديکال جهان، زنان و مردانی که نتايج شوم بيش از دو دهه سياست و اقتصاد نئوليبراليزاسيون را تجربه کرده اند و همه کسانی که عليه نظام سرمايه داري، جنگ افروزی  و تجاوزات امپرياليسم، راسيسم و پدرسالاری و مردسالاری هستند، عليه اجلاس اين سران در محل نشست  سران هشت کشور گرد می آيند. بيش از چندين سال است که سران هشت کشور  اجلاس خود را در ميان  اعتراضات صدها هزار نفر زن و مرد برگزار می کنند.

هزاران نفر از زنان و مردان آزاديخواه هر ساله خود را از اقصا و نقاط جهان به محل اجلاس سران می رسانند تا فرياد اعتراض و خشم چندين  ميليارد مردم جهان را در اقدامی جهانی طنين افکن کنند. هزاران نفر  با هزاران ايده و هزاران روش به صدها اقدام مبارزاتی متنوع دست می زنند تا اين اجلاس را مختل کنند تا مشروعيت اين اجلاس و سران اين کشورها را بيش ار پيش زيرسئوال برند. هزاران نفر بيش از يک هفته با کوله پشتی ا در کمپ های نزديک محل اجلاس سران مستقر می شوند. با پليس درگير می شوند، از پليس لگد می خورند و لگد می زنند، اما با پيگيری و سماجت به مبارزه خود ادامه می دهند. آنان حس همبستگی بين المللی را با چهره ها، زبانها و فرهنگهای گوناگون تجربه می کنند و مهمتر از آن جلوه ای شکوهمند از اتحاد ستمديدگان جهان عليه نظم سرمايه دارانه امپرياليستی جهان کنونی هستند.  اين هزاران نفر، خواب خوش را از اين سرمايه های شخصيت يافته سلب می کنند.

رسانه های جهانی که  بيش از دو دهه است نقشی تعيين کننده در ماشين جنگی امپرياليستی يافته اند، به محل نشست هجوم می آورند تا به اصطلاح اين نمايش قدرت سران دول سرمايه داری را به جهان مخابره کنند، آنان  طی چند سال گذشته ناچار شده اند تصاوير عظيم ترين تجمع ضد سرمايه و ضد امپرياليستی را نيز مخابره کنند زيرا ناديده گرفتن صد هاهزار نفر ممکن نيست.

از زمان اجلاس سران در جنوآ در سال 2001، برهم زدن اين نشست در دستور کار کليه نيروهای ضد امپرياليست، ضد سرمايه داري، ضد راسيسم، ضد پدرسالاری و مردسالاری و .... قرار گرفته است. دستور کار  زنان و مردان بی شماری  که می خواهند اين نظام را در همه حيطه ها به مصاف بطلبند. علاوه بر کسانی که برای اعتراض به هايليگندام می آيند حدود 6 ميليون نفر در شهرهای مختلف جهان عليه اين نشست دست به اعتراض خواهند زد. اينان مدعيان جهانی ديگرند. حضور انبوه اين همه زنان و مرد  در جنوآ، يوتبوري، کالگاري، ادينبورگ و امسال  در روستوک آلمان به همه بی چيزان جهان الهام می دهد  تا چند ميليون فعال عليه اين نظام، بتوانند گردان های نبرد خود را به چندين ميليارد نفر برسانند.

حضور نزديک به صد هزار نفر زن و مرد اغلب از مردم کشورهای غربی  عليه جنگ، عليه نظام سرمايه داری در سراسر جهان نشان می دهد  که تحقق جهانی ديگر رويا نيست.

ما نيز به   همراه زنان و مردانی که همت اين سفر پرشور  را کرده اند به  هايليگندام خواهيم رفت تا مطالبات و آمال و آرزوی اکثريت زنان، کارگران، دانشجويان و هزاران زحمتکش ساکن ايران  را به زبانهای آلماني، فرانسوي، انگليسي، ايتاليايي، اسپانيايي، روسي، کردي، عربی و.... فرياد کنيم. تا در اين مبارزه، تنفر خود و اکثريت مردم ايران را از مناسبات استثمارگرانه و غيرعادلانه حاکم بر ايران و جهان اعلام کنيم  تا  فرياد اعتراض و خشم  ما صدها هزار نفر فارغ از جنسيت، نژاد، زبان و ....  موسيقی نويد بخش جهانی ديگر شود.

 حضور زنان و مردان تبعيدی ايرانی در مبارزات عليه جی 8 ،  در کنار زنان و مردم  مليت های گوناگون جلوه ای از هم سرنوشتی و همبستگی اکثريت مردم ايران با مردم جهان است  که با چشم انداز جهانی ديگر در حال پيکار با  مرتجعين بنيادگرای اسلامی حاکم بر ايران هستند. رهايی و آزادی مردم ايران بخشی از نبرد ستمديگان جهان برای ساختن جهانی ديگر است.

سازمان زنان هشت مارس (ايرانی - افغانستانی) - 22 می 2007

سلسله يادداشتهايی در مورد مبارزه عليه نشست سران هشت کشور صنعتی در آلمان (2)

چرا اپوزيسيون راديکال و مترقی ايرانی در مبارزات عليه جی 8 شرکت می کند:

چون بخش بزرگی از ايرانيان تبعيدی خود را نه فقط ضد جمهوری اسلامی بلکه مخالف کل نظام سرمايه داری می دانند.

چون بخش بزرگی از ايرانيان تبعيدی نه فقط مخالف جمهوری اسلامی هستند بلکه در پی تحقق جهانی ديگر، جهانی بر پايه های عدالت اجتماعی و رفع هرگونه ستم و استثمار از جمله ستم و استثمار جنسی.

چون بخش بزرگی از ايرانيان تبعيدی در پی تحقق جهانی ديگرند، جهانی که زمينه های  تعالی  بشر و نفی از خود بيگانگی اوست. جهانی که در آن انسان ها داوطلبانه وارد تعاون و همکاری می شوند، که در آن تفاوت های ميان زن و مرد، تبديل به بالادستی و فرودستی اجتماعی نمی شود، که در آن مالکيت و مبادله و سود کلماتی اند که فقط در متون تاريخی يافت می شوند، جهانی که در آن "فکر" و "فرهنگ" با هدف ارزش گذاری انسان ها و تحميق شان توليد نمی شود، که در آن  لازم نيست قانونی برای "نظم اجتماعي" وضع شود، که در آن.....

چون بخش بزرگی از ايرانيان تبعيدی به اشکال مختلف مرز خود را با ناسيوناليسم و حفظ منافع کشور خود کشيده اند و خود را نيروهای جهان وطنی می دانند، خود را گردانهايی از ارتش واحد ستمديدگان جهان می دانند. در مبارزات عليه جی هشت گردان های مختلف ستمديدگان  و مخالفين نظام سرمايه داری گرد می آيند تا وحدت صفوف ستمديدگان سراسر جهان را در مقابل دشمنان اکثريت مردم به نمايش بگذارند. نمايشی از هم سرنوشتی مردم سراسر جهان و نمايشی از مبارزه متحد ستمديدگان عليه صفوف متحد مرتجعين حاکم بر جهان.

امسال ضرورت شرکت ايرانيان تبعيدی راديکال و انقلابي،  ضد نظام سرمايه داری و امپرياليسم در مبارزات عليه جی هشت چند بار بيشتر از گذشته است و چرا؟

بخش بزرگی از  نيروهای ضد امپرياليست، ضد جهانی سازی سرمايه دارانه،  در مبارزات عليه جی هشت حضور خواهند داشت. يکی از  شعارهای مرکزی مبارزات ضد جی هشت عليه اشغال عراق و افغانستان و دخالت نظامی امپرياليستها در ايران است.

 بسياری از توده های شرکت کننده در اين مبارزات، تصويری واقعی  از جامعه ايران ندارند،  بسياری از آنها تحت تاثير تصوير ارائه شده توسط رسانه های امپرياليستی هستند،  تصويری کاذب و قلابي: تصويری دوقطبي!  جمهوری اسلامی در مقابل آمريکا! در اين تصوير حضور مردم ايران و مبارزات آنها برای تحقق آينده ای ديگر غايب است.

تصويری کاذب که هردو طرف ارتجاعی از  آن  نفع می برند، تا بتوانند بخش هايی از مردم جهان را حول سياست های ضد انسانی  خود به بازی بگيرند. امپرياليست آمريکا اين تصوير دوقطبی را تقابل استبداد و آزادی اعلام کرده است. به اصطلاح، خودشان را نماينده "آزادي" و مرتجعين جمهوری اسلامی را نماينده استبداد معرفی می کنند.  مرتجعين جمهوری اسلامی نيز آن را تقابل ميان استعمار و استقلال می خوانند و به اصطلاح خود را نماينده آمال استقلال طلبانه مردم ايران قلمداد می کنند!

حضوراکثريت مردم ايران  که در جنبش های اجتماعی ضد امپرياليسم و ضد ارتجاع داخلی در حال رقم زدن آينده خود هستند، با تصوير دوقطبی مرتجعين حاکم بر جهان جور در نمی آيد. در صورت مطلع شدن مردم جهان از اين واقعيت مهم، آن گاه رجز خوانی دولت بوش برای استقرار "دمکراسی و آزادی زنان"  در ايران، حتی پادوهای کاخ سفيد را هم قانع نخواهد کرد تا  پشتوانه نئوکانها برای روغنکاری ماشين جنگی و دخالت در ايران شوند!

وجود جنبش زنان، جنبش دانشجويي، جنبش کارگری و جنبش جوانان انکار می شود چرا که در صورت مطلع شدن مردم جهان از اين واقعيات مهم، حتی ساده ترين مردم خاورميانه هم  ادعای "استقلال طلبي" مرتجعين اسلامی  را باور نخواهند کرد. حکومتی که نيمی از جمعيت خود را در حيطه قانون، فرهنگ و اقتصاد در موقعيت بردگی قرار داده است، حکومتی که صدها دانشجو را فقط بدليل حق بيان در زندانها  تحت بدترين شرايط و شکنجه قرار ميدهد.  دهها کارگر فقط بخاطر داشتن تشکل مستقل کارگری دستگير  و زندانی ميشوند.  تنها خاصيت "استقلال طلبي" جمهوری اسلامی ايران، فقر، فحشا، اعتياد، سرکوب و استثمار اکثريت مردم است.

 تضاد بين جمهوری اسلامی و امپرياليستها، تضاد درون نيروهای نظم ارتجاعی حاکم بر جهان است و هيچ ربطی به تضاد مردم ايران با مرتجعين جمهوری اسلامی و اشغالگران امپرياليستی ندارد. اما  هر يک از اين دو قطب ارتجاعی تلاش می کنند از تنفر مردم به نفع خود استفاده کنند: جمهوری اسلامی از تنفر مردم نسبت به جناياات اشغالگران امپرياليست و امپرياليستها از تنفر مردم نسبت به واپسگرايان جمهوری اسلامی!

اپوزيسيون مترقی و آزاديخواه ايرانی در مبارزات ضد جی هشت شرکت خواهد کرد،  تا اين تصوير کاذب را از ذهن صدها هزار رزمنده آزاديخواه پاک کند و تصويری واقعی از جامعه ايران و مبارزات مردم ايران به آنان دهد.

در مبارزات ضد جی هشت هواداران جمهوری اسلامی نيز سعی می کنند از تنفرهزاران هزار زن و مرد از جنايات امپرياليستها به نفع خود سود جويند و دستهای  آلوده و خونين خود را  در جنايات امپرياليستها بشويند و در مقابل افکار عمومی مترقی جهان ژست ضد امپرياليستی بگيرد.

نيروهای انقلابی ضد امپرياليستجهاانی ، در مورد جنبش های کارگران و زنان و دانشجويان ايران چيز زيادی نمی دانند. آنها نياز دارند که ما، اپوزيسيون مترقی و راديکال را در کنار خود داشته باشند تا ناچار نشوند در مقابله با دخالتگری آمريکا و متحدينش در ايران، پشت جمهوری اسلامی قرار گيرند.

آنها حق دارند بدانند و بشنوند که در ايران جنبش های اجتماعی پر قدرتی در جريان است که مشروعيت مرتجعين اسلامی را زير سئوال برده است. نيروهای مترقی ضدامپرياليست، ضد سرمايه داری حق دارند صدای مبارزات مردم ايران را بشنوند. آنها وقتی احساس می کنند که مبارزه شان عليه دخالتگری امپرياليستی نه به نفع مرتجعين اسلامی حاکم بر ايران، بلکه در حمايت از مبارزات مردمی است که می خواهند سرنوشت خود را خود بدست گرفته و جهانی ديگر بنا کنند، سرشار از شور و اميد  و انرژی می شوند.

جنبش های اجتماعی ايران حق دارند از نيروهای ايرانی راديکال در خارج کشور بخواهند که صدای مبارزات آنان را به گوش هم سرنوشتان شان  برسانند. فعالين زنان، فعالين جنبش راديکال کارگری و دانشجويی در داخل کشور حق دارند که از ما نيروهای چپ و راديکال بخواهند به شرکت کنندگان در جی هشت بگوييم که مردم ايران  مجبور به انتخاب بين امپرياليستها و جمهوری اسلامی نيستند،  نياز به قيم و منجی ندارند.  شاهد اين مدعا جنبش زنانی است که جسورانه و مصمم در مرکز صحنه سياسی ايران در حال عرض اندام است.

ما  زنان هشت مارس برای سفر به هايليگندام و پيوستن به هزاران نيروی ضد جنگ،  ضد سرمايه داري، ضد امپرياليسم و .... آماده شده ايم.  ما نخواهيم گذاشت، جمهوری اسلامی در صفوف ستمديدگان تفرقه بياندازد. با تمام قوا تلاش خواهيم کرد، نگذاريم هواداران بنيادگران اسلامی حاکم بر ايران در صفوف نيروهای آزاديخواه و مترقی جهان رخنه کنند.  فقط با طنين صدای مبارزات زنان، کارگران، دانشجويان و اکثريت مردم ستمديده ايران، قادر خواهيم شد، رجزخوانی های باصطلاح ضد امپرياليستی بنيادگرايان اسلامی را سنگ روی يخ کنيم!

سازمان زنان هشت مارس  (ايرانی -  افغانستانی) -27 می 2007

  سلسله يادداشتهايی در مورد مبارزه عليه نشست سران هشت کشور صنعتی در آلمان (3) 

جدل نيروهای انقلابی و راديکال ايرانی با جنبش ضد جنگ، ضد گلوباليزاسيون، ضد سرمايه داری ... در جی 8

صدها هزار زن و مرد به شهر هايليگندام، آلمان می آيند تا به نشست سران 8 کشور صنعتی جهان اعتراض کنند. اعتراض به اين  نشست سران در واقع  مبارزه و اعتراض ضد سرمايه داري، ضد امپرياليسم، ضد جهانی سازی سرمايه دارانه، ضد جنگ، ضد مردسالاری و پدرسالاري، ضد راسيسم و سياست های نژادپرستانه  قدرت های بزرگ سرمايه داری است.

مگر می شود جنايات روزمره اشغا لگران متجاوز آمريکايی  و دول متحد غربی اش را در افغانستان و عراق ديد و سکوت کرد؟

مگر می توان صحنه تجاوز سربازان آمريکايی به زنان عراقی را ديد و احساس تنفر از اشغالگران امپرياليستی نکرد؟

مگر می توان چشم خود را بروی زندان ابوقريب بست و نديد که ابوقريب آينه تمام نمای "آزاد سازی " به سبک امپرياليستی است؟

مگر می توان خزان مرگ را روزانه در عراق ديد، له و لورده شدن مردمی را در منگنه مرتجعين اشغالگر امپرياليستی و نيروهای واپسگرای سنی و شيعه و جريانات ناسيوناليست قومی ديد و خشمگين نشد؟

اينها همه محرک خشم صدها هزار نفر عليه نشست سران دول معظم و شعار آنان عليه هرگونه جنگ و دخالت امپريالستی در کشورهای منطقه خاورميانه است.

مگر می شود زنانه شدن فقر و گرسنگي، زنانه شدن مرگ، زنانه شدن بيماري، بيکاري، بيگاری را ديد و  مخالف اقتصاد نئوليبرالی و سياست های جهانی شدن سرمايه دارانه نبود؟

مگر می شود نسبت به خودکشی های دسته جمعی هزاران هزار دهقان بی تفاوت بود؟  دهقانانی که بدليل سياست های نظم نوين که مجريانش  بانک جهانی و صندوق بين المللی پول و انحصارات مالی هستند، به ورطه نابودی رسيده اند. سياست هايی که تحت عنوان حق دانش، حتی تجارب اين دهقانان را به خود آنان می فروشد!!

اينها همه محرک خشم و مبارزه صدها هزار زن و مرد عليه نشست سران و جهانی شده سرمايه دارانه و گلوباليزاسيون امپرياليستی است.

مگر می شود شاهد غيرانسانی ترين فشارها بر هزاران انسان بی پناه شد که با قبول خطر مرگ خود را به کشورهای شمال می رسانند، اما  از هيچ حقوق اوليه ای برخوردار نيستند و مرتبا با تهديد اخراج،  در کمپ هايی عاری از حداقل شرايط انسانی زيست در انتظار آينده ای ناروشن روز را به شب می رسانند. 

اينها محرک خشم و اعتراض هزاران پناهجو عليه نشست سران هشت کشور هستند، نشستی که قرار است دژهای آهنين و بلندتری را حول کشورهای شمال برپا کنند. همه اينها محرک اين اعتراضات هسستند. "ما اينجا هستيم چون شما کشورهای ما را غارت کرده ايد "!

هزاران دليل برای مبارزه عليه اين نشست موجود است  که هر يک از آنان کافی است تا خشم هر انسان آزاديخواهی را  عليه جهانی مملو از بی عدالتی  برانگيزد،  فقط يک دليل از هزاران دليل کافی است تا نشان دهد که صاحبان قدرت و مالکيت اين جهان دير وقتی است که بايد به زباله دان تاريخ سپرده شوند.

هزاران هزار انسان تبعيدی از کشورهای جهان سوم در صف مقدم عليه اين نشست هستند. تبعيديانی که تجربه سالها مبارزه عليه دولتهای سرکوبگر و ارتجاعی در منطقه خاورميانه را دارند. تبعيديانی که هنوز بخشی از نبرد خود را برای ساختن جهانی ديگر همراه با مردم کشوهای خاورميانه به پيش می برند.

تحقق "جهانی ديگر" در خاورميانه از ورای ساختن قطب مستقل مردمی در مقابل دو قطب ارتجاعی امپرياليسم و دولت های ارتجاعی و جنبش های واپسگرای بنيادگرا گذر می کند.

اما ما نيروهای فعال جنبش زنان در خارج کشور، و ساير جريانات مترقی تبعيدی در صفوف نيروهای ضدجی 8، بحث وجدلی جدی داريم. آنها به ما می گويند فعلا پرچم نبرد با مرتجعين بنيادگرای اسلامی حاکم بر ايران را  بر زمين بگذاريد. چون اين مرتجعين را متحدين خود در مبارزه عليه امپرياليسم می دانند!

در حقيقت آنان به ما می گويند شعار مرکزی مبارزات ضد جی 8 يعنی "جهانی ديگر ممکن است" را مردم در ايران متوقف کنند و با سرکوبگران اسلامی حاکم بر ايران آشتی کنند.

چرا برخی از متحدين ما در جنبش جهانی ضد جنگ، با مرتجعين بنيادگرای اسلامی حاکم بر ايران و جنبش های بنيادگرای مذهبی در منطقه خاورميانه اين چنين مهربانانه عهد دوستی و اتحاد می بندند؟

 ما چاره ای نداريم جز اينکه بطريقی دوستانه با اين متحدين خود در مبارزات بين المللی به مصافی سياسی و نظری بپردازيم تا بنيادگرايان واپسگرا را از صفوف مردم ستمديده جهان به بيرون پرتاب کنيم.

ضعف نيروهای ضد جنگ، ضد امپرياليسم، ضد سرمايه داري، ضد گلوبالبيزاسيون و .... کجاست که در مقابل مرتجعين بنيادگرای اسلامی تا اين حد کوتاه می آيند؟

1 - برخی از اين نيروها نمی دانند که رژيم ايران رسما بردگی و فرودستی  نيمی از ساکنين ايران يعنی زنان را قانونی کرده است. برای ايجاد ثبات و امنيت جهت اجرای طرح های بانک جهانی و صندوق بين المللی پول در   سال 1988،  چندين هزار زندانی سياسی را در عرض دو هفته به دار آويخت تا مسئله زندانيان سياسی را "حل" کند. پاسداران اين رژيم به صدها زن زندانی سياسی قبل از اعدام بنام حکم خدا تجاوز کردند. دهها روشنقکر و نويسنده را در قتل های زنجيره ای به قتل رساند، پاسخ کارگران نيمه برده ی معترض را با گلوله می دهد و هميشه با کمال ميل برای چرخ و دنده های استثمار امپرياليستی در منطقه، نفت و روغن سياسی عرضه کرده اند، چگونه اين رژِيم می تواند ضد امپرياليسم باشد؟

اين جريانات همان تفکری را دارند که 27 سال پيش نيروهای چپ و مترقی ايران داشتند، يعنی اينکه يک رژيم می تواند سرکوبگر و استثمارگر مردم باشد اما هم زمان ضد امپرياليست باشد. چرا که در اين بينش امپرياليسم پديده ای خارجی محسوب می شود.

جنبش چپ و انقلابی ايران تاوان سنگينی بابت اين درک نادرست خود از رابطه امپرياليسم و نيروهای بنيادگرای اسلامی پرداخت: صدها هزار نيروی انقلابی و کمونيست در نبردی نابرابر در سياهچال های رژيم پس از شکنجه به قتل رسيدند، اکثريت زنان جامعه از حقوق اوليه محروم شده و به پستوها رانده شدند، صدها روشنفکر و هنرمند به قتل رسيدند و .....

امروز نيروهای چپ و انقلابی در ايران  پس از اين همه ضربات سهمگين  به درک صحيح تری  از رابطه  مرتجعين بنيادگرای اسلامی و امپرياليستها رسيده اند، و هم اکنون فرصت مناسبی است تا درک صحيح و انقلابی  خود را در اختيار  نيروهای ضد جنگ، ضد سرمايه داری و ... قرار دهند و اين مبارزه را بستری برای تبادل دانش و تجربه بين نيروهای مترقی و انقلابی تبديل کنند. دانش انقلابي، دانشی جهانی است و مرز و کشور نمی شناسد.

 2 –  درک صحيح و پيشرفته جنبش انقلابی و راديکال در ايران:

سرکوب و فرودستی زنان، استثمار و سرکوب کارگران، سرکوب دانشجويان و نويسندگان و هنرمندان و .... همه ملزومات مناسبات سرمايه داری در سطح جهان است و جمهوری اسلامی در زمينه تحکيم اين مناسبات، کارگزار نظام امپرياليستی است، حتی زمانی که برخی جناح های آن مورد غضب امپرياليست آمريکا و متحدينش قرار می گيرند.

تقابل نيروهای امپرياليستی با جمهوری اسلامی تقابل دو ارتجاع و تقابل لايه های گوناگون نظام ارتجاعی حاکم بر جهان است و هيچ ربطی به تقابل استبداد و ازادی و يا تقابل استقلال و سلطه کلونياليستی ندارد.

امپرياليسم و ارتجاع در منطقه همزاد يکديگرند و حتی تضادهايشان به تقويت يکديگر می انجامد و اين موضوع نه يک تئوری بلکه يک واقعيت عينی است که در مقابل چشم ما رژه می رود. کافی است نگاه کنيم و ببينيم  حضور نظامی آمريکا در منطقه چه نيروهايی را تقويت کرده  و چه نيروهايی را تضعيف کرده است.

 حتی کافی است به برنامه سياسی اين دو قطب ارتجاعی نگاه کنيم تا روشن شود که هر دو، دو روی يک سکه هستند يکی می گويد زنان برده من هستند و ديگری می خواهد از طريق  دخالتگری امپرياليستی زنان را برده کند.

کشمکش های لفظی مرتجعين حاکم بر ايران با آمريکا و ايدئولوژی بنيادگرائی اسلامی ، دو پردهء نازکی است که آنان بر روی روابط اجتماعی استثمارگرانه و ستمگرانه در ايران کشيده اند تا ماهيت واقعی اين روابط از چشم ها پنهان ماند.

3 - چرا برخی نيروهای ضد جنگ، ضد گلوباليزاسيون، ضد سرمايه داری و .... در مقابل اين واقعيات مقاومت می کنند و اصرار دارند مرتجعين جمهوری اسلامی و ساير جنبش های بنيادگرای اسلامی در خاورميانه را به زور در صفوف خود جای دهند؟

چون: برخی  از اين جريانات و نيروها آلوده به بينش مردسالارانه هستند اين بينش نمی گذارد تا ضد امپرياليست بودن رژيمی را که پايه های ثباتش بر سرکوب و بی حقوقی زنان استوار شده است، رژيمی که سنگسار زنان به جرم دوست داشتن،  شلاق زدن زنان به جرم مقاومت در مقابل حجاب اجباري، سلب کليه حقوق اوليه چون حق طلاق، حق سفر، حق کار، حق گزينش همسر و .... از زنان را هويت و افتخار حکومت اسلامی خود می د اند، مورد ترديد قرار دهد. اين بينش مردسالارانه مانع می شود تا رابطه ضروری و لاينفک مناسبات طبقاتی سرمايه دارانه و مردسالاری و پدرسالاری را مشاهده کند. مانع می شود تا ببيند که چگونه در ايران سرکوب زنان، پايه ثبات و امنيت مناسباتی است که بند نافش به نظم امپرياليستی وابسته است، از مناسبات سرمايه دارنه حاکم بر جهان تغذيه می شود و متقابلا به آن خوراک می رساند. بنظر می آيد در "جهان ديگر" اين نيروها  رهايی و ازادی زنان مسئله مهمی نيست.

چون: اين نيروها و جريانات، آلوده به بينش  اروپا محور هستند، بينشی که بستر مناسب شوونيسم است. در اين نگرش بی حقوقی اکثريت اهالی کشورها ی جهان سوم که اساسا توسط دولتهای مرتجع حاکم اعمال می شود امری طبيعی است. دولتهای مرتجعی که گاه جنگ های لفظی نيز با اربابان خود دارند.

چون درک برخی از اين نيروها از "جهانی ديگر" انقلابی نيست. افق آنان حداکثر تعديل يا تخفيف برخی از دهشتناک ترين جوانب نظام حاکم است. نمی توان با خوب و قابل قبول دانستن بخشی از اين جهان، "جهانی ديگر" را ساخت.

بدون شک تاثير و کهنگی نفوذ تفکر سوسيال دمکراسی نمی گذراد که اين نيروها ماهيت ارتجاعی نيروهای بنيادگرای مذهبی مانند جمهوری اسلامی را ببينند.

4-  وقتی  دو نيروی ارتجاعی بخاطر اهداف ضد مردمی خود  وارد يک روياروئی می شوند، منطق ِ صف بستن پشت هر يک از آنان در مقابل ديگري، دام سياسی مهلکی برای توده های تحت ستم است. بايد به  اين منطق که ديربازی است در خاورميانه غلبه دارد، خاتمه بخشيد، و نبايد گذاشت بارديگراين منطق از طريق نيروهای مترقی درکشورهای غربی بکار گرفته شود.

بويژه اينکه امروزه، اقشار مختلف مردم ايران و در راس آنها جنبش زنان بار ديگر در حال بپا خيزی انقلابی اند. بايد مبارزات مردم ايران را حمايت و تقويت کرد تا ابتکار عمل تاريخی مستقل آنان شکوفا شده و روند ارتجاعی و جهنمی غالب در منطقه را از هم گسيخته و آن را تغيير دهد.

شرکت در مبارزات ضد نشست سران  جی 8 فرصت مناسبی است تا با متحدينمان در کشورهای اروپايی جدل کنيم بر سر اينکه تحقق جهانی ديگر در خاورميانه با ساختن قطب سياسی و مستقل و انقلابی مردم در مقابل همه امپرياليستها و نيروهای بنيادگرای مذهبی و دولت های حاکم در اين کشورها ممکن است. درک و عمل مشترک بر سر اين موضوع مهم پيوندمان را با آنان محکمتر می کند و هم جنبش جهانی ضد جنگ را ارتقا خواهد داد. اين بخشی از وظايف انترناسيوناليستی ماست.

 سازمان زنان هشت مارس(ايرانی- افغانستانی) 28 می 2007

بيانيه پائولا : برگردان آزاد از متن آلمانی

  روسای دولت های هشت کشور صنعتی بزرگ  جهان در اولين هفته  ماه جون در هايليگه دام کنار دريای  شرق همديگر را ملاقات خواهند کرد. اين سران هر ساله يکديکر را ملاقات می کنند تا برای غارت اقتصاد جهان نقشه بکشند، خصوصی کردن آخرين منابع بهره برداری جهان. اگر جايی هنوز باقی مانده باشد!!!

هيچکس به آنها ماموريت چنين کاری را نداده است، اينها منافع هيچ کس در جهان را نمايندگی نمی کنند، فقط منافع خودشان، هيچکس به اينها حق چنين کارهايی را نداده است،  اگرچه آنها هيچگونه مشروعيتی در نزد مردم جهان ندارند، اما متاسفانه اينها فعلا بقدر کافی قدرت دارند که منافع  ابرقدرتها را در مقابل بقيه جهان به کرسی بنشانند.

در طول روزهای ملاقات سران، ما با هزاران نفر، مانع شان می شويم،  مزاحم شان می شويم. تناقضات آنها را، سياستهای جنگ طلبانه شان را افشا می کنيم. نشان می دهيم که اکثريت مردم جهان عليه قيم مابی و سلطه طلبی آنها هستند.  ما نخواهيم گذاشت برنامه های نشست آنطور که می خواهند به پيش رود.  ما مانند سياتل خواهيم کرد. . ما همان کاری را می کنيم که در پراگ کرديم . ما پائولا هستيم.

آيا همگی ما يک کمی پائولا  نيستيم؟

پائولا همکاری موقت  گروهها و افراد منفرد ی است که هدف شان  از  کار انداحتن ماشين ملاقات سران است.  اما همه هدفمان اين نيست.  ما مخالف همه آن مجموعه ای هستيم که نشست سران هشت کشور صنعتی عملا و سمبليک   معرف آنها هستند.

پائولا سازمان نيست. اتيکت هم نيست. پائولا يک ايده است. ايده مجموعه ای از آکسيونها و فعاليتها برای بلوک کردن  نشست سران در هايليگه دام . به يک کلام   ممانعت  از سياست های سران  هشت کشور !

پائولا يک ايده غير متمرکز است، مجموعه ای از فعاليت های متنوع برای  برای بلوک کردن  نشست سران .

پائولا قبلا هم در اين دور و برها بود ، پائولا همراه با دوستان زنانش مبتکر ايده های بسياری هستند،  و تا کنون خيلی ها را به آکسيون هايشان جذب کرده اند.

پائولا يک درک همگانی است و معنايش يک آکسيون يا فعاليت ويژه نيست. ايده های مختلفی برای آکسيون آماده کرده و ايده های ديگری هم در سر دارد و البته  يک سری ديگر هم در دست تهيه است. باقی ايده ها و نقشه ها را هم خود شما بايد برنامه ريزی کنيد. چون شماها هم پائولا هستيد!

شما همه پائولا هستيد

پائولا  به همراه هزاران انسان ديگر شکافی است در نظام مسلط بر جهان.   پائولا خوشحال است که همراه با ديگر فعالان بين المللی اين آکسيونها را به پيش می برد. پائولا يک تهاجم به نظام مسلط است و نه دفاع در مقابل اين سيستم. و  در تهاجم عليه سيستم مسلط با فعالان بين المللی همراه است.

پائولا برنامه ريزی می کند که چگونه از اين فرصتها و فضاها حداکثر استفاده را بکند. فضاهايی که هزاران نفر از مخالفين ملاقات سران با حضور و آمادگی برای آکسيون بوجود آورده اند. پائولا خود را در چهارچوب ممکن ها اسير نمی کند.  پائولا می خواهد ناممکن ها را انجام دهد.

پائولا يک متد مشخص ندارد: از بلوک کردن انسانی تا باريگادسازي، برای درهم  شکستن ساختار جی ايت، تظاهراتها، دلقکها و شبکه مقاومتی از نخ و طناب که در جاهای مناسبی قرار می گيرند،  دسته جاروب های بلند و لشکرهای جارو بدست، ژيمناستيک بازان  خياباني، ، واليبال کنار ساحل و .... که د رجاهای مناسبی قرار می گيرند.

خيلی چيزها قابل تصور است  اما تحقق تصورات ما به واقعيت بستگی به توانايی ها، کارآيی و عمل مشترک و همينطور خط و مرزهايمان دارد. هرکس که می تواند بايد در اين آکسيون شرکت کند و جای  خود را پيدا کند.

اين  آکسيونها ا متنوع و رنگارنگ، موثر و همه جانبه خواهند بود.

يک چيز روشن و مشخص است: "نه"  پائولا به مجموعه روابط و مناسباتی که جی ايت قرار است آنها را تقويت و تحکيم کند. "نه" به قدر کافی روشن و صريح، پرقدرت و بلند که به گوش هر کسی برسد. و بالاخره اينکه همه ما آنجا هستيم چون ديگر حال مان از روابط و نظام حاکم بر جهان بهم می خورد: جهان دربست سرمايه داري، استثمار، دست مزد های بخور و نمير،  خصوصی کردن مايحتاج عمومی مردم، از بين بردن محيط زيست، جنگها، سلطه طلبی و حقوق ويژه غارت برای کشورهای شمال!

ما پائولا و همه خواهرانمان با حداکثر قوای خود در مقابل آنان خواهيم ايستاد: پرقدرت، با توانايی بالا  و هراس انگيز!

پائولا و دوستان

پائولا خودش را رقيب نقشه و طرحهايی که ائتلاف کنندگان برای توقف نشست سران ريحته اند نمی بيند بلکه    تکميل کننده اين طرحها و نقشه هاست.

ما راههای متفاوتی را برای هدفی مشترک دنبال می کنيم: با يک کاسه کردن نيروهايمان مانع ملاقات سران شويم. استراتژی خودساخته آنها را متوقف کنيم.  تحقق رويای ما برای جهانی ديگر اينگونه آغاز می شود.

 پائولا به شما احتياج دارد

در آکسيونهای عليه نشست سران در روزهای  2 تا 8 جون شرکت کنيد، همه دوستان خود را نيز به اين مبارزه دعوت کنيد،  اين روزها به خودتان مرخصی بدهيد، آگاهی خود را از نشست سران و مبارزه عليه آن بالا بريد، در مورد  آکسيونها اين چند روز فکر کنيد، اهداف ما از اين اعتراض چيست؟ چه دستاوردی خواهيم داشت و چه  دستاوردی می توانيم داشته باشيم. 

برای شرکت در اعتراض عليه نشست سران تدارک ببينيد، نه فقط تدارک تهيه امکانات برای خودتان، بلکه  به  فعالان کشورهای ديگر که در جستجوی امکانات برای شرکت در اين مبارزه هستند نيز فکر کنيد!

 گسترده و انبوه بيائيد!

سمج و کله شق باشيد!

در دل دشمن هراس بيفکنيد!

و گيرشان نيفتيد!

paulas Manifest   Paula, im März 2007

 
 تعداد صفحه: 5  تعداد رکورد: 94  صفحه: 1 1    2    3    4    5   
 
  سازمان زنان 8 مارس (ايران - افغانستان)  © *** 2019 - 1998   8mars.com   *** استفاده از مطالب سايت هشت مارس با ذکر ماخذ آزاد می باشد٠